قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
93
تاريخ الفي ( فارسى )
و روايتى آنكه قبالهء معاملهاى پيش امير المؤمنين عمر ، رضى اللّه عنه ، آوردند كه زمان قطع آن ماه شعبان بود . عمر ، رضى اللّه عنه ، فرمود : نمىدانم كدام شعبان است ، آينده است يا شعبانى كه حالا در اوييم . پس امر به حضّار صحابه فرمود و به ايشان اشارت فرمود كه : ابتداء تاريخ از كدام واقع باشد ؟ بعضى مولد پيغمبر ، عليه السّلام ، اختيار نمودند و جمعى مبعث . مرتضى ، عليه السّلام ، فرمود كه اگر اعتبار از سال هجرت باشد بهتر است ، زيرا كه زمان ظهور اسلام و هنگام نزول شريعت و احكام بوده . « 1 » اصحاب اين را پسنديده بر آن اتّفاق نمودند و اعتبار از ماه محرّم كردند كه وقت بازگشت مردم از حجّ است . فايده : قبل از تاريخ هجرى اهل عالم در تواريخ مختلف بودند و فرزندان آدم ، عليه السّلام ، روز وفات او را تاريخ معاملات مىكردند تا زمان بعثت نوح ، عليه السلام . بعد از آن تاريخ بعثت وى بود تا زمان طوفان . و جمعى كه از آن طوفان خلاصى يافتند آن واقعه را تاريخ واقعات خود گردانيده ، و اين امر بر اين طريق مستمر بود تا زمانى كه خليل ، عليه السّلام ، به آتش نمرود مبتلا شد و فرزندان او زمان بيرون آمدن او را از آتش مبداء تاريخ خود ساختند تا وقتى كه به معونت اسمعيل ، عليه السّلام ، بناى كعبه نمود . بعد از آن تاريخ بناى كعبه معتبر بود تا آنكه فرزندان اسمعيل از كعبه بيرون رفتند و در بلاد و اطراف منتشر شدند . هر قومى كه از زمين حجاز بيرون مىرفتند خروج آن قوم را تاريخ اعتبار مىنمودند تا زمانى كه كعب بن لؤىّ « 2 » از عالم رفت ، موت وى را مبدأ تاريخ گردانيدند . و چون قصّهء اصحاب فيل واقع شد ، ابتداء تاريخ آن بود ، تا زمان وضع تاريخ هجرى كه عمر ، رضى اللّه عنه ، بمشاورت اصحاب وضع نمود . اما ساير اعراب را تواريخ بسيار است : يكى خراب شدن شهر سبا به آمدن سيل عرم . دويم استيلاى حبش بر ولايت يمن . سيوم غلبهء عجم بر عرب . چهارم رواج كار جرهم ، كه عمالقه را از حوالى حرم مكّه بازداشت . پنجم عام فساد كه ، بسبب قسمت اراضى چراگاه انعام ، منازعه در عرب پيدا شد . ششم جنگ كردن بنو بكر و تغلب كه آن را حرب بسوس گويند . هفتم حرب
--> ( 1 ) . از آنجا كه نه تاريخ تولّد آن حضرت بدقت معلوم بوده است و نه سال بعثت آن حضرت ، سال هجرت را كه قاطعيتش مسلم بوده مبدأ تاريخ قرار گرفته است . مىگويند عمر در بيان علّت برگزيدن سال هجرت براى مبدأ تاريخ ، گفته بود : « فانّ مهاجرته فرق بين الحقّ و الباطل » ( - هجرت او زمان فرق و جدايى ميان حق و باطل است ) ؛ - زرياب خويى ، سيرهء رسول الله ، ج 1 ، ص 87 . ( 2 ) . كعب بن لؤىّ : اين شخص كه جدّ حضرت رسول است ، جدّ دو طايفهء بنو عدىّ و بنو هصيص نيز هست . بزرگترين و مشهورترين فرد خاندان بنو عدىّ ، عمر بن الخطّاب است . بنو هصيص دو طايفه بودند : يكى بنى سهم و ديگرى بنو جمح . مشهورترين افراد بنو سهم در تاريخ اسلام عمرو بن العاص است و از مشاهير بنو جمح در تاريخ اسلام صفوان بن اميّه و عثمان بن مظعون هستند ؛ - پيشين ، ص 35 .