أحمد بن حامد كرمانى

43

تاريخ افضل ( بدايع الأزمان في وقائع كرمان ) ( فارسى )

را بجاى او بداشتند . شبى بهرامشاه ( در مجلس عشرت ) با تركانشاه برادر ( كهين ) آغاز عربده نهاد [ و ] آن كودك دانست كه دبران ادبار طالع شد و عقارب اقارب در دبّت آمد ؛ از مجلس برخاست و در پناه گلبنى گريخت . ( بهرامشاه ) بفرمود تا او را بازجستند و هلاك كرد [ ند . ] و بهرامشاه در سنه « 1 » تسع ( خراجى ) رغبت « 2 » جيرفت نمود « 3 » از جهت اتصال ملك ارسلان « 4 » بعزيمت عراق . ( گفتار در بازآمدن ملك ارسلان بن طغرل از حضرت سلطان ارسلان بن طغرل با لشكر عراق و متحصن شدن بهرامشاه در گواشير . ) ملك ارسلان چون از مصاف جيرفت در ضمان سلامت بيرون شد ، روى ( به حضرت ) عراق نهاد . و عراق ( در آن زمان سلطان ) ارسلان بن طغرل داشت و مدبّر ملك اتابك ايلدگز [ بود ] ( و ) مادر سلطان ( كه حاضنهء سلطنت و ملكهء ايران بود ) در حكم او . و فرزندان پسر « 5 » چون اتابك پهلوان ( و اتابك قزل ارسلان ) و غير « 6 » او آورده ( بود ) و ملك عراق بر سنن استقامت جارى ، كتايب نصرت و [ مقانب ] ظفر در ظلّ چتر سلطانى متناصر و « 7 » متوافد و كتب فتوح « 8 » بلاد و قمع اعادى از جوانب متوارد . و ( اتفاقا ) ملك ارسلان وقتى رسيد كه اتابك ايلدگز با اينانج در قلعهء طبرك ( رى ) دربندان مىداد [ و ] بيمن مقدم او ( هم ) در آن هفته « 9 » در قلعه قدرى پيوستند و اينانج را هلاك كردند و فتحى كه در حساب خواطر و وهم و ضماير نبود روى نمود . [ و ] سلطان و اتابك و تمام « 10 » امرا بقد [ و ] م « 11 » [ مبارك ] ملك ارسلان تفأل نمودند و سايهء هماى « 12 » بر ايّام ميمون و روزگار همايون وى افكند [ ند ] و همه در لزوم اغانت و وجوب اعانت او يك كلمه شدند [ و ] لا سيما مادر سلطان كه او را بفرزندى قبول كرد و با وى حجاب برداشت و جناح اشبال بر احوال او پوشانيد تا او را برحسب مراد از حضرت بازگردانيد و جملهء معارف و امراء عراق چون [ پسر ] ( قر ) اغوش و اتابك شيرگير و عز ( يز ) الدين ممتاز « 13 » و عزّ الدين دينورى و اتابك يزد و از فارس مجاهد گوركانى و غيرهم در خدمت او بكرمان فرستاد . و از كرمان بر هواى ملك ارسلان جملهء خيول اتابكى و صفوف حشم و اصحاب

--> ( 1 ) در سنه 559 . - ( 2 ) عزيمت . - ( 3 ) ننمود . - ( 4 ) به حضرت . - ( 5 ) بزرگ . - ( 6 ) غير - هما . - ( 7 ) مترافد . - ( 8 ) فتح . - ( 9 ) شبى اينانج را كشتند و قاتل مشخص نشد و رى برمتها در حوزهء ملك سلطان آمد و فتحى كه در حساب خواطر ضماير و وهم نبود روى نمود . ( 10 ) جمله ( 11 ) و ركاب . - ( 12 ) عاطفت بر فرق همايون . - ( 13 ) صنمار . -