أحمد بن حامد كرمانى

40

تاريخ افضل ( بدايع الأزمان في وقائع كرمان ) ( فارسى )

( ه بود ) و جان و مال بر كف « 1 » نهاد و فدا كرد ؛ بر قرار صدر وزارت او را مستخلص « 2 » بماند و بمزيد تمكين و تقويت مخصوص شد و ( او ) مردى جوانمرد بود و محمود اقبال و اخلاق . در كنوز به روى گشاد [ ه ] و ودايع و امانات بسيار كه مؤيد الدين ( ريحان ) بخواجگان و معارف شهر داده بود ؛ همه بديوان ملك ارسلان آوردند و كار خزانه و سراى و خرج خيل از آن بنواشد . و پنج شش ماه نطاق ملك مسدود بود و رواق امن محدود [ و ] مردم بخواب رفاهيت فرو شدند و پنداشتند كه توران شاه تيغ طلب ملك باز نيام كرد و بهرامشاه دست از جهان‌جوئى « 3 » بشست . در اوايل خريف ، تورانشاه ديگر لشكر [ ى ] خواست و بحدود پرك « 4 » و طارم آمد از بردسير ملك ارسلان با سپاهى جرّار چون شير گرسنه ، از مرغزار بيرون جست « 5 » و روى بجانب گرمسير نهاد ( و ملك توران شاه بحدود دشت بر درآمده بود ) چون مسافت در ميان دو لشكر نزديك شد ، لشكر فارس زخم خورده بودند در حال ( طعام پخته و خيمه زده و بنگاه گذاشته ، ) سپر مخالفت [ به ] افكندند و سر نيزه ( و روى علم ) باز شيراز گردانيد [ ند و ] لشكر بردسير در آن گرمسير رطبى ديدند چون عقيق ( مذاب ) آبدار و چون قارورهء شهد خوشگوار ؛ ( عنان نفس رها كردند [ و ] هواى گرم نامعتاد ( در ايشان اثر كرده ) بيمارى در ايشان ظاهر شد [ و ] وبائى ناخوش حادث ( و جمعى كثير از ) اتراك در آن حالت سهمناك « 6 » روى بمغاك هلاك نهادند . ملك ارسلان عنان عزم ( از آن طرف ) « 7 » باز جيرفت گردانيد [ و ] بيمارى « 8 » لشكر برقرار و هلاك غلامان دايم . ( گفتار در بازآمدن بهرامشاه از خراسان بجيرفت و محاربه با برادر و هزيمت ملك ارسلان و استعانت جستن از حضرت عراق . ) [ در ماه اسفندار مذ سنهء ثمان و خمسين و خمسمائة ؛ خبر رسيد كه بهرامشاه لشكرى از خراسان كشيده و از راه سيستان بمكران آمد . چه ] ملك بهرامشاه « 9 » در خراسان چيزهائى عرض داد بر ملك مؤيد از جواهر نفيس و ملابس فاخر و نقود مختلف « 10 »

--> ( 1 ) بر كف فدى نهاده . - ( 2 ) مسلم . - ( 3 ) ملك جوئى . - ( 4 ) فرك . - ( 5 ) آمد . - ( 6 ) هلاك شده روى بمغاك خاك نهادند . - ( 7 ) زى . - ( 8 ) بيمارى غلامان و هلاك لشكر برقرار . - ( 9 ) چون بخراسان رسيد بر ملك مؤيد آن عرض داد . - ( 10 ) نامعدود و اجناس مختلف .