أحمد بن حامد كرمانى

18

تاريخ افضل ( بدايع الأزمان في وقائع كرمان ) ( فارسى )

رئيس ابو الكفاة در فتح عمان مشهورست و برين قصه گواه صدق . ] و « 1 » وزير ملك تورانشاه صاحب ناصر الدين اتابك مكرم بن علا بوده است معاصر نظام الملك و اخبار صاحب مكرم در صدور كتب كه بر نام او ساخته‌اند مثبت « 2 » است و دو اوين شعراء مفلق چون ( عباسى و ) غزّى و برهانى و معزّى بحسن آثار و كمال بزرگوارى او شاهد عدل . و عباسى در مدح او « 3 » ميگويد و تعرض و ذمّ نظام الملك مىكند : الشيخ يعطى درهما من بدرة * و الصدر يعطى بدرة من درهم « 4 » [ و محاسن ايام وزارت او و معامله روزگار آن محتشم زيادت از آنست كه اين سواد احتمال شرح آن كند ] و از حكايات عدل او « 5 » يكى آنست كه او ( بغايت ) عمارت دوست بود ( و همواره اصناف محترفه در سراى او بر كار بودندى و او از محاورت و مخالطت اهل صناعت و حرف تحاشى ننمودى ) [ و در آنوقت بيرون شهر عمارت نبود و مردم در شهر بودند و ملك عمارت خانه ميساخت ] روزى ، « 6 » استاد گلكار ميگويند و نجار ميگويند كه به كار آمد و پسركى ترك همراه او بود . ملك ازو سؤال كرد كه استاد اين پسر از كيست ؟ - استاد گلكار گفت از من - ملك فرمود او ترك و تو تاجيك چه نسبت كه او پسر تو باشد ؟ - گلكار گفت اللّه تعالى از تو خواهد پرسيد كه در گردن تست . ملك بر خود بلرزيد و پرسيد كه چگونه ؟ - گلكار گفت در خانه‌هاى ما همه تركان شما

--> ( 1 ) و منصب وزارت بحاتم روزگار و صاحب نامدار صاحب مكرم بن العلاء كه اخبار كرم او در صدور كتب . - ( 2 ) ثبت . - ( 3 ) در مدح او و تعرض و ذم نظام الملك كه با يكديگر معاصر بودند ميگويد . - ( 4 ) تفويض فرمود . - ( 5 ) ملك عادل . - ( 6 ) وقتى در شهور سنه 487 درودگرى در سراى شهر كار ميكرد و شاگردى با وى كه به اولاد تركان مشابهتى داشت . ملك از درودگر پرسيد كه اين كودك ترك‌زاده است ؟ درودگر گفت اين مسئله حق تعالى از تو پرسد . مادر اين پسر ميگويد كه از من آمده است . تركى در خانهء من به حكم نزول ساكن است لا بد جواب اين ترا بايد داد . و آنوقت مقام لشكرى در شهر بود و ربض هنوز نساخته ملك تورانشاه را سخن درودگر بر آتش قلق و اضطراب نشاند و ديدهء دلش را از دود اندوه تيره گردانيد و حالى فرمود تا مهندس ولايت و استادان بنا را حاضر كردند و در ربض بيرون شهر بناى سراى خويش فرمود و در جنب سراى مسجد جامع و مدرسهء و خانقاه و بيمارستان و گرماوه و اوقاف شگرف بر آنها نهاد و فرمود تا امراء دولت و صدور حضرت و معارف ولايت همه در ربض منزل ساختند و چون مكالمهء درودگر و ملك روز سه‌شنبه بود و همان روز بناء عمارات شد آن محله بمحلهء سه‌شنبهى معروف گرديد .