أحمد بن حامد كرمانى

9

تاريخ افضل ( بدايع الأزمان في وقائع كرمان ) ( فارسى )

بقعه « 1 » مسافتى نه [ بس ] دورا ما خطر امواج دريا [ ى محيط ] در پيش است و « 2 » از ركوب مراكب آبى ناچار . [ گفت يغوص البحر من طلب اللالى * و من رام العلى سهر الليالى گفت سمّ اسب من آنجا رسد ؟ - گفتند اگر والى و امير هرموز بدر عيسى جاشو زير پايها و كشتيها سازد ، رسد . شعر بفرمود تا نعل را نو كنند * زمين پر نفير روارو كنند روى بگرمسير آورد ] و امير هرموز را حاضر كرد و بفرمود تا « 3 » جوارى و منشأت و مراكب و سفاين را ترتيب سازد و به حكم دلالت عنان خدمت ملك گيرد تا رايت منصور او را سرهء عمان مركز كند . امير هرموز كمر اطاعت ( بر ) بست و اسباب عبور بساخت و چتر همايون ملك « 4 » بفرضهء عمان رسيد . والى عمان [ را ] شهريار بن باقيل « 5 » [ گفتندى و ] چون ( آن ) بلاء ناگهان و محنت نا انديشيده ديد روى در پردهء « 6 » اختفا كشيد و ملك در اجتناء ثمرات مراد و اجتباء اموال و استخراج كنوز باقصى « 7 » الغايات برسيد و « 8 » رعيت ولايت را زيادت ارهاق ننمود و بمواعيد خوب و گماشتگان [ و شحنگان ] عادل مستظهر گردانيد و خطبه و سكهء ولايت بر نام خويش فرمود و مثال داد تا طلب امير ولايت [ باز ] كنند و پيش « 9 » وى آرند كه درامان خدا [ ى ] است و ضمان مراعات من . ( بعد از تفجص ) او را در تنورى باز « 10 » ديدند و به خدمت ملك آوردند . ملك گفت اى تازيك « 11 » من بمهمانى تو آمدم از مهمان بگريختى [ اكنون ] بازميگردم و ولايت تراست و شحنه من اينجا در خدمت و صحبت تو مىباشد . آن بيچارهء نيم مرده « 12 » در خاك خدمت افتاد و به زبان تضرع زاريها كرد و گفت اى ملك فرزندان طفل دارم ( اگر منت جان بر من نهاده ) زنده گذارى باقى عمر بعد قضاء اللّه خود را بخشيدهء انعام ملك شناسم . ملك را ( بر حال او ) رقت آمد و او را ايمن

--> ( 1 ) فرضه . - ( 2 ) و ناچار از ركوب مراكب آبى و نفس از دخول آن آبى . ملك چون ثبات كوه داشت از موج بحر نينديشيد و بدين عزم عازم آن حدود شد و امير هرموز را حاضر كرد . ( 3 ) تا مراكب و سفاين مرتب سازد . - ( 4 ) ملك را بفرضهء عمان رسانيد . - ( 5 ) تافيل . - ( 6 ) خفا . - ( 7 ) باقصى الغايت . - ( 8 ) و برعيت و ولايت . - ( 9 ) من آورند . - ( 10 ) بازيافتند . ( 11 ) از مهمان بگريختى . من بمهمانى تو آمدم و بازميگردم . - ( 12 ) نيم مرد جبين خضوع ساجد زمين خشوع گردانيد و به زبان .