أحمد بن حامد كرمانى

مقدمه 24

تاريخ افضل ( بدايع الأزمان في وقائع كرمان ) ( فارسى )

تاريخ محمد بن ابراهيم و آورد كليد قلعه و پيش كشيد * شكرانهء بوسهء كه زد بر رخ شاه ملك بعد از فتح ، سرهنگان را تسكين فرمود و از سختى و نرمى كمان استعلام كرد پس او ديگر سرهنگان را بدرقه داد . » عقد العلى كردند و جملهء سوار و پياده بيرون آمدند . من در اينحالت دو بيتى گفتم و از كوبنان براور فرستادم و درين معنى بهتر ازين چست نتوان گفت : تيرى كه به دو داد عدو پاسخ شاه * آمد به نظارهء رخ فرخ شاه و آورد كليد قلعه و پيش كشيد * شكرانهء بوسهء كه زد بر رخ شاه « . . . من چنان شنيدم كه در آن حالت معلوم شد كه تير كدام سرهنگ انداخته است او را حاضر كرد و احوال كمان و سختى او به پرسيد . پس فرمود برو تا چشم تو را آسيبى نرسانند . » ملاحظه مىشود كه مطلب متحد و عبارت تا اندازه‌اى مشابه است و اگر افضل الدين اين مطلب را در عقد العلى بشرح‌تر نگاشته و ذكر مدايح ملك دينار را بيشتر كرده ؛ از آنجهت است كه واقعا عقد العلى ترجمهء احوال و ذكر محامد صفات خصوصى شخص ملك دينار حىّ حاضر است و افضل الدين خواسته است در كتابى كه تقديم او مىكند سخندانى خود را بنماياند و در بدايع الازمان ، اولا ، ملك دينار كه در گذشته است قلمرا آزادانه‌تر بگردش آورده است ( چنان كه در بعضى موارد بر خلاف عقد العلى بانتقاد و خرده‌گيرى ملك دينار نيز دست يازيده ، چنان كه گويد : « . . . و ديالم كه مقيم ولايت بودند وصيت ثروتى داشتند ، ايشانرا در عقابين عقاب مؤآخذت كشيد و مجموع ضروع ايشان با نامل طلب بدوشيد ؛ چه حبّ مال بر آن پادشاه غالب بود و زود عنان عطا ، رها نكردى و در مطالبت تنگ ارهاق سخت بركشيدى . لاجرم در مدت هشت سال كه پادشاه بود در خزانهء او چندان حاصل شد از انواع اموال و اجناس و نقود كه از قلم كاتب و خنصر عقد محاسب تجاوز نمود . اما به قدر يكدينار نقد بعد وفات او بفرزندان او نرسيد » . )