أحمد بن حامد كرمانى

مقدمه 21

تاريخ افضل ( بدايع الأزمان في وقائع كرمان ) ( فارسى )

است كه بتواند بصراحت بنويسد كه افضل در تاريخ خود چنين آورده و چنين گفته است . بعلاوه با مقابلهء اين دو تاريخ معلوم مىشود كه در بعض موارد محمد بن ابراهيم مطالب را بسى مفصل‌تر از ابن شهاب ثبت كرده و بعضى فصول اضافى دارد كه معلوم است از افضل مىباشد . پس معلوم شد كه محمد بن ابراهيم ، خود جداگانه متن تاريخ افضل را در دست داشته است و ابن شهاب و حافظ ابرو جداگانه ، هريك از تاريخ افضل استفاده كرده‌اند . نيز با اينكه تاريخ تأليف مجمع التواريخ حافظ ابرو بيش از سى سال پيش از جامع التواريخ حسنى است ، ابن شهاب از تاريخ حافظ ابرو هم درينمورد اقتباس نكرده است ؛ زيرا چنان كه گذشت مطالب تاريخ سلاجقهء كرمان مجمع التواريخ بسيار خلاصه‌تر از آنست كه در جامع التواريخ حسنى مىباشد . اينك چنين نتيجه مىگيريم كه بدايع الازمان افضل الدين كه اكنون ظاهرا مفقود است ، تا قرن يازدهم كه محمد بن ابراهيم ، تاريخ خود را تأليف كرده موجود بوده و از آن پس معلوم نيست كى از ميان رفته است و شايد هم هنوز باقى باشد و ما را از وجود آن خبرى نباشد . * * * در دنبالهء تاريخ آل قاورد يعنى سلاجقهء كرمان محمد بن ابراهيم مبحثى است بعنوان « خاتمه در ذكر پادشاهى ملك دينار و اولاد او در كرمان و جمعى ديگر بر سبيل اجمال تا زمان طلوع رايات قتلق سلطان حاجب . » كه آن خود بفصولى چند تقسيم شده است . حال به بينيم كه لااقل اين خاتمه از انشاء محمد بن ابراهيم است يا آن نيز از ديگرى اقتباس شده و اگر از ديگرى است مصنف حقيقى كيست ؟ - با اينكه در اين خاتمه بر خلاف قسمت اول تاريخ ، بهيچوجه محمد بن ابراهيم نامى از افضل الدين و بدايع الازمان او نياورده است و متأسفانه ابن شهاب هم در جامع التواريخ خود در ذكر وقايع اواخر سلاجقهء كرمان سخن را بكوتاهى كشيده و از دورهء حكمرانى ملك دينار ، جز دو سطرى ياد نكرده است ؛ و نيز در مجمع التواريخ