أحمد بن حامد كرمانى
مقدمه 15
تاريخ افضل ( بدايع الأزمان في وقائع كرمان ) ( فارسى )
و در ذكر اولاد قاورد گويد : « . . و گويند چهل دختر داشت ، از آن جمله هشت دختر به ولىّ صالح شمس الدين ابو طالب زيد زاهد نسابه مدفون به خبيص كه جدّ راقم است ، بهشت پسر او داد . » اينمطلب در تاريخ ابن شهاب نيامده است و عبارت در آنجا بدين قسم تحريف شده است : « اما بروايت استماع افتاد كه دختر چهل بودند و بعضى در حكم امراء آل - بويه بودند و بعضى بسادات خبيص داد . » بسى دور مينمايد كه محمد بن ابراهيم از شجرهء انساب خويش تا قرب پانصد و پنجاه سال آگاه باشد و آثار قبر جد وى پس از پنج قرن و نيم در خبيص باقى ؛ در صورتى كه اگر راقم شخص افضل الدين باشد بواسطهء قرب زمان اين اشكال مرتفع است . و در شرح آبادانيهاى دورهء قاوردى آورده است : « و از سردره تا فهرج بم كه بيست و چهار فرسخ است در هر سيصد گام ميلى به دو قامت آدمى ، چنانچه در شب از پاى آن ميل ، ميل ديگر ميتوان ديد بنا نهاد تا خلايق و عباد اللّه در راه تفرقه و تشويش نكنند . » و بلافاصله در ذكر مسافرتى كه بسال 1025 بسيستان كرده است آورده : « اگرچه از اميال قليلى بجا مانده ، اما منارهء دوگانه بر جاست . » و در سر دره كه ابتداى اميال از آنجاست خانى و حوض آب و حمام از آجر ساخته و دو مناره ما بين كرك و فهرج بنا كرده يكمناره چهل گز ارتفاع و ديگرى 25 گز ارتفاع و در تحت هر مناره كاروانسرا و حوض . » و در همين موضوع دارد : « و از طرف يزد در ده فرسنگى يزد چاهى ساخت و مرد بنشاند و آن را الحال چاه قاورد ميگويند . » اگرچه محال نيست كه چاهى مصنوع ، پنج قرن بجاى ماند ولى در سرزمينى كه بناهاى عظيم در اثر حوادث ويران شده است ، دشوار مينمايد كه چنين چاهى و ميلهائى تا زمان حيات محمد بن ابراهيم باقيمانده باشد ، مخصوصا كه خود او پس از ذكر اين آثار در شرح مسافرتى كه بسال 1025 بسيستان كرده است آورده : « اگرچه از اميال قليلى بجا مانده اما منارهء دوگانه برجاست . »