ذبيح الله صفا

1518

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )

هفتم هجرى ببعد در چند كتاب از عالمان مذهبى شيعه سخن رفته است . در عهد صفوى محقق كركى على بن حسين بن عبد العال ( م 940 ) « ترجمهء كتاب جزيرة الخضرا » را براى ملاحظهء شاه تهماسب فراهم آورد و اين ترجمه در هند بطبع رسيده است . و در زمان همان پادشاه و بدستور وى مير شمس الدين محمد بن اسد الله شوشترى داستان مذكور را در رساله‌يى بنام « اثبات وجود صاحب الزمان و غيبته و مصالح الغيبة » آورد و قاضى نور الله شوشترى از همين رساله در مجلس اول از كتاب مجالس المؤمنين سخن گفته و دربارهء جزيرة الخضرا چنين آورده است كه : « جزيرة خضرا جزيره‌ييست در سرزمين ولايت بربر ميان درياى اندلس كه حضرت صاحب الزمان و اولاد او در آنجا مىباشند » و بعد ازين در غالب كتابها و رساله‌هايى كه دربارهء امام دوازدهم و رؤيت و محل اقامت او سخن رفته نام جزيرة الخضرا ديده مىشود « 1 » . داستان يوسف و زليخا كه از ديرباز موضوع سرودن منظومهاى مختلف و نيز در تفسيرهاى قرآن داراى قسمتى خاص و مشروح بوده و هست ، در آغاز اين دوره موضوع تأليف كتابى باسم احسن القصص گرديده است . مؤلف آن معين الدين محمد امين بن حاجى محمد فراهى هراتى ( م 907 ه ) درست در گيراگير تشكيل دولت صفوى درگذشت . كتاب احسن القصص با حديث و تصوف و تحقيق و آيتهاى قرآنى و آرايشهاى ادبى همراهست . هرمان اته نسخه‌يى ازين داستان را در كتابخانهء بودلئن نشان داده است « 2 » . از معين الدين فراهى داستان دينى ديگرى داريم بنام قصهء موسوى ( - معجزات موسوى يا

--> - به دو گفت : « سكنهء آنجا مسلمانند و پادشاه آنجا را داعى مىگويند . » [ تحفة الامين ، نقل از روضات الجنات ، ج 7 ، ص 136 - 137 ] . ( 1 ) - خواننده‌يى كه طالب اطلاعات مشروحتر در اين باب باشد ، گذشته از « ترجمهء كتاب جزيرة الخضرا » كه در متن به آن اشاره كرده‌ام ، بمأخذهايى كه در حاشيهء صفحه‌هاى پيش ذكر شده مراجعه خواهد كرد . ( 2 ) - ترجمهء تاريخ ادبيات اته ، ص 217 .