ذبيح الله صفا
1654
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
گفت جاى ديگرى زين در نكردى اختيار * چون كنم جاى دگر خاطر نياسايد مرا فخرى آن مه چند فرمايد كه باشم در هرات * بندهء فرمانم اما اين نفرمايد مرا * * اى مرهم جان ريش خونين جگران * چون چشم تو نيست لطف اين سيمبران سوى تو بود چشم اميدم نگران * يك چشم بود هزار لطف دگران 20 - خورشاه « 1 » خورشاه بن قباد حسينى معروف به « ايلچى نظامشاه » از مورخان سدهء دهم هجريست . بنابر نقل بداؤنى در منتخب التواريخ وى در عراق ولادت يافت و سپس بهند رفت . مقصود آنست كه خورشاه از متولدان هند نيست بلكه ولادتش در ايران ( و شايد در عراق عجم ) اتفاق افتاد « 2 » . وى در دوران سلطنت برهان نظامشاه فرمانرواى احمد نگر ( 914 - 961 ه ) بدكن رفت و به آن پادشاه اختصاص يافت ، و در همان حال بشاه طاهر دكنى ( م 953 ه ) از پيشوايان شيعهء اسمعيلى كه شرح حالش را در شمار شاعران و نويسندگان ديدهايم ، ارادت مىورزيد ، و بعيد نيست كه خود هم مانند شاه طاهر و نظامشاه از شيعيان اسمعيلى بوده باشد « 3 » . خورشاه در سال 952 ه از جانب نظامشاه مذكور ، و نيز برسالت از
--> ( 1 ) - دربارهء سرگذشت او علاوه بر آنچه خود در تاريخ ايلچى نظامشاه نوشته ، و غير از اشارهء بداؤنى در منتخب التواريخ به حال و كار او ، رجوع شود بشرح مفصل چارلز ريو در فهرست نسخههاى خطى فارسى كتابخانهء موزهء بريتانيا ، ج 1 ص 107 - 111 و ضميمهء آن فهرست ، ص 19 - 22 . ( 2 ) - اشارهء بداؤنى سبب شده است كه بعضى خورشاه را « عراقى » بنويسند ( تاريخ نظم و نثر در ايران . . . ص 355 ) . ( 3 ) - بنگريد به همين جلد ، ص 664 .