ذبيح الله صفا
1632
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
للعبيد من وظايف التعبد و رواتب العبودية بتدرّب مقاصد قدما و تتبع مآثر علما مشغول ساخته و خدمت معارف دينيه و ملازمت علوم يقينيه را مورث هدايت و نجات و مثمر ارتفاع درجات شناخته است و به قدر همت خود از هر خرمن خوشهيى و از هر سفره توشهيى گرد آورده و به آنچه مقدور فهم قاصر بوده در آن وادى طريق سعى و اجتهاد سپرده از آن جمله چون در اثناى مطالعهء عبارات اشارات و شرحين و محاكمات « 1 » خار تردّدى در غنچهء دل خليده بود ، و غبار شكى چند بآيينهء خاطر رسيده و در دفع منوع و نقوض و معارضات صاحب محاكمات سخنى چند روى داده بود فاما از قلت قابليت و عدم اعتماد بر غريزت خود آنها را وقعى نمىنهاد و بمقتضاى تأمل در مؤدّاى المرء لا يبصر بعيوب نفسه توسن طبيعت را در ميدان اشعار رخصت جولان نمىداد بسبب اين دغدغه خاطر قرار نمىگرفت و به علت آن تردد باطن تسكين نمىپذيرفت ، بخاطر فاتر رسيده كه از آن جمله آنچه در وقت گنجد از سواد به بياض آورده به نظر كيميا اثر كه حلال هر مشكل و فاروق حق و باطل است ، معروض دارد تا اگر آن خردهها بر محك اعتبار كامل عيار نمايند بسكهء قبول رسانند و در بازار صيرفيان سخن رائج گردانند و الا جمله را در خلاص اصلاح بگدازند و عارض حق صرف را از عرضهء تعرض باطل خلاص سازند ، و على التقديرين كمينه با حدى الدولتين فايز گردد . بناء عليه تمام مباحث تصورات به بياض آورده به نظر مبارك مرسول داشت . بىادبى و گستاخى را بذيل عفو و اغماض مستور داشتن و همت بلند بر تربيت جانب مخلصان نيازمند و اصلاح حال دردمندان مستمند گماشتن بىشائبه مناسب شمايل قدسيهء آن ذات عاليشان و ملايم طور بزرگى ايشان خواهد بود . بزرگان خرده بر خردان نگيرند . چون اميد دولت دستبوس
--> ( 1 ) - مقصود كتاب المحاكمات بين الامام و النصير فى شرح الاشاراتست از قطب الدين محمد بن محمد بويهى رازى م 766 ه . و مراد از امام در اسم مذكور امام فخر رازى نخستين شارح اشارات است .