ذبيح الله صفا

1613

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )

665 ه ) مىرسيد كه از ممدوحان همام تبريزى شاعر قرن هفتم بود و كتاب مشهورش در فقه « الحاوى الصغير » است در فروع كه بسبب اهميتى كه داشت چند بار شرح و تلخيص شد يا بنظم درآمد و يا بر آن و بر شرحها و تلخيصهاى آن حاشيه نوشتند « 1 » . غير از آن كتاب اللباب فى الفقه هم ازوست « 2 » . وفاتش را حاجى خليفه ذيل الحاوى الصغير و اللباب فى الفقه بسال 565 و محمد امين رازى « 3 » بسال 663 نوشته‌اند . پدر قاضى احمد يعنى قاضى محمد مردى فاضل و شاعر بود و در شعر وصالى تخلص مىكرد و مدتى قضاى رى بر عهدهء وى بود و با همهء اركان دولت شاه اسمعيل صفوى مراوده داشت . وفاتش بسال 932 اتفاق افتاد . سام ميرزا قطعهء لطيف زيرين را ازو نقل كرده و گفته است كه بهنگام جوانى صادق نامى او را در حوض انداخت و دستش را مجروح ساخت و او اين قطعه را در آن باب سرود : بعشق صادق اگر دست من شكست چه باك * هرآنكه عاشق صادق بود چنين باشد پى ثبوت مرا احتياج بينه نيست * گواه عاشق صادق در آستين باشد « 4 » پسر قاضى محمد يعنى همين قاضى احمد غفارى بقول سام ميرزا « 5 » در حدّت ذهن و سليقهء انشاء شهرت داشت و بنا بنوشتهء همان شاهزاده چند گاهى ملازم او بود و او اين بيت را از سروده‌هاى قاضى نقل كرده است : پس از عمرى نشيند گرد مى پيش من آن بدخو * ز بخت طالع برگشتهء من زود برخيزد و تذكره‌نويسان ديگر كه چيزى از اشعار قاضى نشنيده و نخوانده‌اند همه همين يك بيت را از تحفهء سامى بعنوان شاهد شاعرى وى روايت نموده‌اند . اما

--> ( 1 ) - كشف الظنون ، س 625 - 627 و همين كتاب ج 3 ، ص 289 . ( 2 ) - كشف الظنون ، س 1543 ؛ هفت اقليم ، تهران ، ج 3 ص 157 . ( 3 ) - هفت اقليم ، ج 3 ص 157 . ( 4 ) - تحفهء سامى ، ص 73 - 74 . ( 5 ) - ايضا ص 74 .