ذبيح الله صفا
1600
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
خورشيدى در اراك بطبع رسيد . آخرين مترسل و منشى بزرگ اين عهد در ايران ميرزا مهديخان منشى نادرشاهست كه نامش را در شمار مؤلفان و فارسىنويسان عهد خواهيد ديد . نثرهاى ادبى در پايان اين مقال لازمست بنوعى ديگر از نثر كه آن را اثر ادبى مىناميم اشارهيى بشود . در اين نوع از نثر نويسنده بيشتر مىخواهد خود را ببيان اوصاف و احوال از طريق بيانات بلاغى و ادبى سرگرم كند ، و ببيان ديگر قصدش شرح واقعه يا اثبات قضيه يا نفى مطلب يا توضيح موضوع معينى نيست بلكه مطلبى ولو كوچك براى او كافيست تا بر آن شاخ و برگ نهد و آن را بشعر و مثل و تشبيهات و استعارات و كنايات بيارايد و در مجموع اثرى هنرى بوجود آورد و خواننده را مجذوب هنرنماييهاى خود كند . پيشواى نويسندگانى ازين گروه در عهد مورد مطالعهء ما ظهورى ترشيزى « 1 » است كه به پنج قسمت از نثرهاى آراسته و مصنوع خود معروف شده و آثارش به صورت سرمشقهاى درسى ميان فراگيرندگان پارسى و پارسىنويسى هند دست بدست گشته و مىگردد . دربارهء آنها بنگريد به بخش پارسىنويسان عهد . دومين كسى كه نوشتههاى ادبى او رواج روزافزون يافت ملا طغراى مشهدى ( سدهء يازدهم هجرى ) است كه نام و حالش را بهمراه نويسندگان اين عهد خواهيم ديد . پيرامون سى دفتر ازو بر جاى مانده است كه در غالب آنها بشيوهء شاعرانهيى بتوصيف جايها و منظرهها و افراد و نظير اينها پرداخته و نثرهاى لطيف همراه با نظم كه هردو از خود اوست در آنها آورده است . نعمت خان عالى « 2 » يعنى ميرزا محمد شيرازى ( م 1121 ه ) متخلص به عالى
--> ( 1 ) - همين جلد ، ص 977 - 988 . ( 2 ) - ايضا ، ص 1362 - 1366 .