ذبيح الله صفا

1551

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )

دكن انجام گرفت بتنهايى قابل سنجش با همهء كارهاييست كه در قلمرو پادشاهان فرارود و دولت عثمانى و دولت صفوى انجام شد بلكه از آن حد نيز درگذشت ، و اين حكم چنان كه تاكنون چندبار ديده‌ايد و خوب مىدانيد ، منحصر بتاريخ نيست بلكه چند نوع ديگر از انواع ادبى فارسى را بنظم و نثر نيز شامل مىشود . تقريبا همهء مؤلفان تواريخ عمومى اين عهد كار مورخان عهد تيمورى بويژه امير خواند محمد صاحب روضة الصفا و غياث الدين خواندمير مؤلف حبيب السير را سرمشق خود قرار مىدادند و بعضى حتى ازين هم فراتر رفته سبك نويسندگى خواندمير را ، گاه با موفقيت ، و غالبا با نقصها و نارساييها ، دنبال مىنمودند . پاره‌يى از مؤلفان در هند از شيوهء ابو الفضل علامى ، چه در تأليف و چه در نگارش فاضلانه‌اش ، پيروى نمودند . درين ميان طبعا مؤلفان تواريخ سلسله‌هاى معين و محلى و دينى هم سبكها و شيوه‌هايى داشتند كه با زمان تعلم و تأليفشان سازگار بود مثل حسن بيك روملو صاحب احسن التواريخ و اسكندر بيك منشى كه سبك بينابين را مىپسنديدند و ميرزا مهدى منشى كه بيشتر بانشاء مزين و مصنوع توجه داشت و برخى ديگر كه بنثر مرسل و سبكهاى ساده متمايل بودند چنان كه هنگام شرح ويژگيهاى هريك ازين دسته كتابها خواهيم ديد . تاريخهاى فارسى را كه درين عهد تأليف شده برحسب موضوع مىتوان بدينگونه تقسيم كرد : 1 ) تواريخ عمومى عالم . 2 ) ايران پيش از اسلام ، اسلام و ايران تا عهد صفوى . 3 ) تاريخهاى ويژهء صفويان ، افغانان و نادر شاه . 4 ) تواريخ سلاطين هند . 5 ) تاريخهاى محلى . 6 ) تاريخهاى دينى . بدنبال اين دسته از كتابها بدسته‌هاى ديگرى كه در تراجم احوال مشايخ صوفيه ، حكيمان و وزيران و اميران و جز آنها نوشته شده ذيل عنوانهاى مربوط اشاره خواهم كرد . درينجا يادآورى مىشود كه درين مبحث نام عده‌يى از نويسندگان و مؤلفان بمناسبت كتابهاى تاريخشان بميان مىآيد كه حقا بايد ذيل عنوان