ذبيح الله صفا

1546

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )

عبد اللطيف الحسينى معرفى مىكند ، مدعيست كه اين اثر را از سانسكريت بامر اكبر در يك سال و نيم بپارسى گرداند و آن را در شعبان سال 992 ه بپايان برد و پنج تن از برهمنان در اين كار به دو يارى مىكردند . پدر اين نقيب خان ، مير عبد اللطيف پسر مير يحيى قزوينى به علت سنىگرى از ايران بيرون رفت و بدربار همايون پادشاه ( م 963 ه ) پيوست و پس ازو در دربار اكبر پذيرفته شد و پسرش مير غياث الدين على در خدمت آن پادشاه تقرب بسيار يافته بلقب « نقيب خان » مفتخر گرديد ( 988 ه ) و پس از اكبر در دربار جهانگير پادشاه بسر مىبرد تا بسال 1023 در اجمير درگذشت . نياى نقيب خان ، يعنى مير يحيى قزوينى مؤلف كتاب لبّ التواريخ است و دربارهء او گفتارى خواهيم داشت . و اما « رامايانا » قديمترين حماسهء منظوم به زبان سانسكريت است كه در ادبيات سانسكريت آدى كاويه « 1 » يعنى نخستين منظومه خوانده مىشود و موضوع آن ماجراهايى است كه براى راما قهرمان اين داستان رخ داده است . اين كتاب همانقدر كه جنبهء حماسى و داستانى دارد به همان اندازه از ارزش دينى در نزد هندوان برخوردارست . اصل سانسكريت آن داراى بيست و چهار هزار بيت است كه بهفت دفتر تقسيم مىشود و هر دفتر نامى خاص دارد . در متنهاى موجود آن اختلافهاييست كه بر رويهم به دو دسته متنهاى شمالى و متنهاى جنوبى منقسم مىگردد . در زمان سروده شدن رامايانا اختلاف نظر است و محققان در پىجويى تاريخ آن تا پيرامون سدهء پنجم پيش از ميلاد مسيح واپس رفته‌اند . ترجمهء اين منظومهء عظيم در عهد جلال الدين اكبر پادشاه ( 963 - 1014 ه ) انجام گرفت . وى در سال 995 بملا عبد القادر بداؤنى ( م 1004 ه ) فرمان داد تا رزمنامهء رامايانا را به فارسى درآورد و بداؤنى ، چنان كه خود در منتخب التواريخ گفته است ، چهار سال در اجراى اين دستور كار كرد و آن را در جمادى الاولى سال 999 ه بپايان رسانيد . در دوران پادشاهى جهانگير ( 1014 -

--> ( 1 ) Adikavya