ذبيح الله صفا

697

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )

آذر نيز همين فهرست از مجموعه‌هاى سخن ضميرى را ، گويا از خلاصة الاشعار ، با حذف و اختلاف ، نقل كرده است . پيداست كه اينهمه كار از يك شاعر مستبعد و مقرون بغرابت تام و تمامست و به همين سببست كه آذر نوشت : « تمامى عمر مولانا ليلا و نهارا و سرا و جهارا وفا به خواندن كتب مرقومه نمىكند تا به گفتن و نوشتن چه رسد ! » و اگرچه تقى الدين كاشى مدعيست كه بيشتر ديوانهاى تمام شده و مثنويها و دو ديوان قصائد او را ديده ليكن بعيد نيست كه بيشتر يا بعضى ازين نامگذاريها بطريق ادعا صورت گرفته بود يا در جزو طرح كارهايى قرار داشت كه ضميرى مىخواست اما نتوانست همهء آنها را بانجام رساند و گرنه قاعدة مىبايست شمارهء بيتهايش از صدهزار كه امين رازى تخمين زده است درگذرد . شگفتى درينجاست كه به غير از تقى الدين كاشى كه گويد هزار بيت از شعرهايش برگزيد ، نه امين رازى و نه ديگران از آنهمه زادگان طبع ضميرى بجز چند بيت نيافته و نقل نكرده‌اند ، و با آنكه از نزديك به تمام شاعران عهد صفوى ، همه و يا قسمتى از آثارشان را در دست داريم ، از ضميرى ، حتى يك ديوان از آنهمه ديوانها موجود نيست و يا من نديده و نيافته‌ام . اسمعيل پاشا كه در ذيل « فصل الدواوين » نام بسيارى از ديوانهاى عهد صفوى را آورده دربارهء ديوان ضميرى چنين نوشته است : « فارسى هو كمال الدين حسين بن محمد - الاصبهانى المتوفى سنه 973 ثلاث و سبعين و تسعمائة سماه سفينهء اقبال » و اينكه او از كليات پرنام ضميرى تنها بسفينهء اقبال بسنده كرده است يا از آن جهتست كه هيچيك را نديده و تنها همين نام را شنيده بود و يا همين يك ديوان از آنهمه ديوانهاى ضميرى را يافته و نام برده است . بهرصورت از ضميرى كه بگفتهء امين رازى صدهزار و بنابر تفصيلى كه تقى الدين كاشى داده باحتمال خيلى بيش از صدهزار بيت شعر داشته ، آنچه در دستست بسيار كمست . گويا يكى از علتهاى قلت اشعارش آن باشد كه بقول تقى الدين اوحدى بليانى در عرفات پسر ضميرى يعنى ملا ميرك متخلص به « داعى » اصفهانى « از لا ابالىگرى مسودات اشعار پدر را بدكان