ذبيح الله صفا
695
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
از همين راه در خدمت شاه تهماسب و خاندان شاهى راه جست ، و تا آخر عمر به همين شغل روزگار گذاشت . سال مرگش را اسمعيل پاشا در ايضاح - المكنون 973 ضبط كرده و در تذكرهء غنى سال 1000 ذكر شده است ، و از جانبى ديگر بعضى خدمت دربارى او را تا بعهد شاه عباس كشانيدهاند كه دور از صحت به نظر مىآيد ؛ چون بنابر قول تقى الدين اوحدى در عرفات ، محتشم كاشانى ( م 996 ه ) ماده تاريخ مرگ ضميرى را ساخت پس سال يكهزار را نمىتوان تاريخ وفات ضميرى دانست ؛ سال 973 كه فعلا بعنوان سال درگذشت ضميرى پذيرفته مىشود تا حدى محل تأمل است زيرا اسكندر بيك منشى او را در شمار شاعرانى ذكر كرده است كه « در حين ارتحال شاه جنتمكان ( شاه تهماسب م 984 ) هنگامهء سخنپردازى ايشان گرم بود » ، پس ضميرى قاعدة بايست در آن سال زنده بوده باشد چنان كه باقى كسانى كه درين شمار ذكر شدهاند ( محتشم ، وحشى ، ولى دشت بياضى ، ثنايى ، مير حيدر . . . ) همه سالها بعد از وفات شاه تهماسب زنده بودند . مولانا كمال الدين در آغاز شاعرى بمناسبت شغل پدرش « باغبان » تخلص نمود و بعد از آن تخلص ضميرى اختيار كرد و به همين نام شهرت يافت . با شاعران معروف زمان خود ، خاصه آنها كه با دربار صفوى ارتباط داشتند آشنا و با بعضى از آنان معاشر بود مانند شرف و محتشم و حسابى . . . ضميرى از شاعران پركار عهد خود و در قصيده و غزل و مثنوى توانا و ازين دو جهت با امير خسرو دهلوى همانند بود و بهمينسبب است كه او را « خسرو ثانى » خواندند . امين رازى نوشته است كه « وارداتش صدهزار بيت است كه از آن جمله هفتادهزار بيت آن غزلست و دوازدههزار بيت قصيده كه تمامى مزين بمدح ائمهء معصومين صلوات الله عليهم اجمعين گرديده و تتمه مثنويست » يعنى هجدههزار بيت . شگفتترين كار ضميرى تنظيم چند ديوانست كه در هريك از آنها يكى از شاعران مشهور را تتبع و استقبال نموده و ازين راه مجموعههايى فراهم آورده و بر هريك نامى نهاده است ؛ چند ديوان ديگرش آنهاست كه بپيروى