ذبيح الله صفا

1378

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )

آن شامل بخش‌هاى مختلفى از نظم و نثرست مانند : « نكات » و « مراسلات » و مثنويهاى عرفات ، طلسم حيرت ، طور معرفت ، محيط اعظم ، تنبيه المهوّسين ؛ و ديوان قصيده‌ها و غزلها و ترجيعها و تركيبها و مربع و مخمس و مقطع و مستزاد و رباعى . از مجموعهء رباعيهاى او كه بسيارست دفترهاى مستقلى نيز ترتيب داده‌اند . كلياتش بسال 1287 ه ق در لكنهو بطبع رسيده و چاپ ديگرى از آن در هند بسال 1299 ه ق كرده‌اند ، و جز آنها . پارسىشناسان هند به بيدل از دو راه اعتقاد مىورزند : نخست آنكه او را از صاحب‌كمالان و پيشروان بزرگ طريقت مىشمارند و دوم آنكه او را بزرگترين شاعر پارسىگوى متأخر بعد از استادانى مانند امير خسرو دهلوى و عبد الرحمن جامى مىدانند . علت آنست كه او در نثر و نظم صاحب شيوهء خاص بوده و در بيان معنيها و مقصودهاى گوناگون خويش در آن شيوه با نهايت توانايى سخن گفته است . وى از « خيالبندان » چيره‌دست بود و در ايراد مضمونهاى باريك مبالغه و اصرار مىورزيد . در اثرهايش انديشه‌هاى عرفانى و غنايى با مضمونهاى پيچيدهء شاعرانه و تشبيه‌ها و تركيبهاى استعارى تخيلى و توهمات پردامنه و خيال‌پردازيهاى دور و دراز بهم درآميخته و ازين راهها كلامى با رنگ و نگار تازه و كاملا بديع فراهم آمده است كه به كلى با آنچه در ديوانهاى پيشينيان مىيابيم متفاوتست . بايد گفت شيوه‌يى از شعر كه نزد ما به « سبك هندى » معروف شده در اثرهاى بيدل به حدى مبالغه‌آميز از توسعه رسيده است . مير عبد الرزاق خوافى كه بارزش كار بيدل درين راه واقف بود و مانند همهء سخن‌شناسان هند به دو اعتقاد مىورزيد ، دربارهء وى مىنويسد كه : « سرآمد غامض‌خيالان والااستعداد و جمع معنىبندان خوش فكر را استادست . بر سرير سخن‌گسترى فرّ دارايى و شكوه جمشيدى داشته و در دار الملك سخنورى كوس رستمى نواخته . . . از به دو نمايش سخن چنين معنى سنج بلندفكرت جلوه‌فرماى ظهور نگشته ، اگرچه در متقدمين امير خسرو دهلوى و در متأخرين مولانا عبد الرحمن با فضايل صورى و كمالات معنوى در فنون شاعرى جامعيت تمام داشتند ، اما درين زمانه وى بدستيارى فكر رسا