ذبيح الله صفا

1354

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )

در كشمير سكونت گزيد . ميرزا داراب جويا و برادرش ميرزا كامران بيگ گويا هر دو در كشمير زاده شدند و با اين حال چون اصلشان از تبريز بود ، جويا را تبريزى نوشته‌اند . وى در شعر شاگرد چند تن از شاعران ايرانى بوده و يا در مصاحبت آنان كسب ادب كرده است مانند محمد سعيد اشرف مازندرانى ( م 1116 ه ) پسر ملا محمد صالح مازندرانى و دخترزادهء ملا محمد تقى مجلسى « 1 » ؛ و مانند ملا على رضا تجلى « 2 » كه هر دو بنوبت بهمراه ابراهيم خان حاكم كشمير به آن ديار رفته و در تربيت شعرى جويا كوشيده‌اند ، و نيز چنان كه على قلى خان واله داغستانى در رياض الشعرا نوشته است وى بصحبت ابو طالب كليم و ميرزا صائب نيز در كشمير رسيده بود . از تشويق‌كنندگان بزرگ جويا ابراهيم خان حاكم كشمير بود كه بقول سيد على حسنخان صاحب صبح گلشن « در مراعات او بدل كوشيدى و در حسن سلوك با وى گرم جوشيدى » . اين ابراهيم خان كه مربى و پشتيبان اصلى جويا بود ، ميان سالهاى 1070 - 1114 ه سه بار بحكومت كشمير رسيد و چون مانند جويا بر مذهب شيعه بود ، همكيش خويش را از ياوريهاى خود برخوردار مىداشت . بجز او دو تن ديگر از حكمرانان كشمير كه پس از ابراهيم خان بر آن خطه حكومت مىكردند يعنى حفظ الله خان و فاضل خان در نيكوداشت جويا سهيمند . جويا اين هر سه حاكم و گروهى ديگر از بزرگان كشمير را در شعر خود ستوده و از ميان پادشاهان هند نيز در كليات او بستايش اورنگ زيب عالمگير ( 1068 - 1118 ه ) و شاه عالم بهادر شاه ( 1119 - 1024 ه ) بازمىخوريم . كليات جويا متضمن قصيده‌هايى در ستايش آفريدگار ، و قصيده‌ها و ترجيع‌بندهاى متعدد در منقبت امامان و چندين مثنوى كوتاه در موضوعهاى گوناگون و قطعه‌هايى در ستايش حاكمان و بزرگان كشمير و يا قطعه‌هاى تاريخ‌دار ، و غزل و رباعى و رقعات و چند ديباچه و از آن جمله ديباچه‌يى بر ديوان

--> ( 1 ) - نتايج الافكار ص 54 - 55 و جز آن . ( 2 ) - همين كتاب و همين جلد ، ص 317 - 318 .