ذبيح الله صفا
1346
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
در بوتهء فقر خوش بسازم كردند * صد رنگ هوس صرف گدازم كردند كشكول گداييم تهى بازنگشت * همت دادند و بىنيازم كردند * خوبان ز غم و غصه نجاتم دادند * « در ظلمت شب آب حياتم دادند » از داغ دلم جهان چراغان كردند * در عالم ديدار براتم دادند * از دهر ترنم بلا مىشنوم * آواز مخالف همهجا مىشنوم جز دلشكنى نوازش گردون نيست * زين دايره بانگ آشنا مىشنوم * فانوس خيال هر دو عالم ماييم * جوش دريا سكون شبنم ماييم آيينهء صورتيم بىصورت خويش * چيزى كه نديدنيست آن هم ماييم * نخفتم يك شب از خنديدن دل * كه دير سومناتم بود منزل بتى مىگفت پنهان با برهمن * خداى من تويى اى بندهء من مرا بر صورت خود آفريدى * برون از نقش خود آخر چه ديدى 110 - وحيد قزوينى « 1 » عماد الدوله ميرزا طاهر قزوينى پسر ميرزا حسينخان قزوينى ، متخلص
--> ( 1 ) - دربارهء او بنگريد به : * تذكرهء نصرآبادى ، ص 17 - 20 . * سرو آزاد ، ص 132 - 136 . * هفت آسمان ، كلكته 1873 ، ص 151 - 152 . -