ذبيح الله صفا

1330

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )

بهار كرده جنون پاى سير اگر دارى * گلى ز حلقهء زنجير مىتوان چيدن گلى كه نيست گرفتار رنگ و بو راقم * ز نقش پاى زمينگير مىتوان چيدن 107 - نورس دماوندى « 1 » محمد حسين نورس دماوندى از خوشنويسان و شاعران سدهء يازدهم و اوايل سدهء دوازدهم هجريست . در جوانى از زادگاهش دماوند باصفهان رفت و در جرگهء شاگردان ميرزا صائب تبريزى درآمد و بسفارش او ملازمت محمد زمان خان يافت ليكن چندان درين راه نپاييد . نسخهء ديوان او بشمارهء 3644 . Or در كتابخانهء موزهء بريتانيا ملاحظه شد حاوى قصيده و تركيب بند و غزل و مثنوىهاى كوتاه و قطعه و رباعى و قسمتى بنام مطالع و متفرقات و منشآت ، متجاوز از 3500 بيت . قصيده‌هايش در ستايش امامان و شاه سليمان و زمان خان مذكور و صفى قلى خان و شيخ على خان اعتماد السلطنه ( زنگنه ) است در ميان قطعاتش بعضى قطعه‌هاى تاريخ‌دار مربوط بسالهاى 1084 و 1105 هم ديده مىشود . در ميان مثنويهايش يكى قضا و قدر و ديگرى حاتميه نام دارد . در قسمت متفرقات از ديوانش چند قطعهء نثر هم هست كه نخستين آنها مربوطست به « مرآت الجمال » صائب كه منتخبى است از ديوان آن استاد و

--> ( 1 ) - دربارهء او بنگريد به : * تذكرهء روز روشن ، ص 852 . * تذكرهء نصرآبادى ، ص 407 . * ضميمهء فهرست ريو ، ص 210 . * تذكرهء حزين ، چاپ دوم ، تهران 1334 ، ص 97 - 98 . * رياض الشعراء خطى .