ذبيح الله صفا
1301
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
بازآ كه كشم بديده خاك قدمت * تا كور شود كسى كه نتواند ديد ! * ما نظم رباعى چهار اركانيم * در قالب آدم طبيعت جانيم درد ته خمخانهء افلاك نهايم * سرجوش شرابخانهء انسانيم * تا از ره و رسم كام برگرديدم * از عشق و محبت آنچه بايد ديدم چون ابر گريستم چو گل خنديدم * تخم املى كه كشته بودم چيدم * با خلق زمانه نقش نيرنگ مزن * گاهى در صلح و گه در جنگ مزن در روى درشتان سخن نرم مگوى * چون آب روان آينه بر سنگ مزن 101 - واعظ قزوينى « 1 » ميرزا رفيع الدين محمد بن فتح الله قزوينى معروف به « ميرزا رفيعا »
--> ( 1 ) - دربارهء او بنگريد به : * ايضاح المكنون ، ج 1 ، ستون 536 . * تذكرهء نصرآبادى ، ص 171 - 172 . * سرو آزاد ، ص 105 - 107 . * بهارستان سخن ، ص 579 - 581 . * تذكرهء حسينى ، مير حسين دوست سنبهلى ، لكنهو 1292 ه ق ، ص 36 . * آتشكده ، تهران ، ص 1204 - 1211 . * نتايج الافكار ، ص 738 - 740 . * روضات الجنات ، ج 7 ، قم 1392 ه ق ، ص 84 - 85 . -