ذبيح الله صفا

1277

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )

شهرت بسيار يافت و اين نام‌آورى بيشتر بسبب طرز نو و توانايى كم‌عديلش در شعر ، خواه از طريق ابداع و خواه بتقليد و يا بمناسبت موقع و مقام بوده است . نيكخويى و ادب معاشرت و مجالست او نيز در اين امر بىاثر نبود و به همين علتست كه چه در هند و چه در ايران محفلش محل اجتماع اديبان و شاعران آزموده يا نوآموز زمان و بزرگانى از طبقات مختلف بود و شعرهايش دهان به دهان و دست بدست مىگشت و ديوان يا برگزيدهء غزل‌هايش را برسم ارمغان مىفرستادند . خود او بدرخواست بزرگان ايران و هند پيرامون پنجاه مجموعه از غزلهاى منتخب خود نويسانيده و بدقت تصحيح كرده و بر آنها حاشيه‌هايى نگاشته و نزد آنان فرستاده است كه هنوز نمونه‌هايى از آنها وجود دارد . گذشته از اين از شعرهاى فراوان خويش دفترهايى مانند مرآة الجمال ( مجموعهء بيتهايى در وصف پيكر معشوق ) و آرايش نگار ( بيتهاى حاوى مضمونهايى از آينه و شانه ) و ميخانه ( بيتهايى در وصف مى و ميخانه ) و واجب الحفظ ( برگزيدهء مطلعهايى از غزلهايش ) فراهم آورد و اين نوع انتخاب سبب شد كه ديگران هم برگزيده‌هايى ازين دست از بيتهاى او ترتيب دهند بنام شمع و پروانه ، آسمان و آسيا و جز آنها . كليات اشعارش شامل قصيده و غزل و مثنويست . سخن‌شناسان قصيده‌هاى او را چندان نستوده‌اند ، مثنوى او را كه ببحر متقارب در فتح قندهار بفرمان شاه عباس ثانى سروده متوسط دانسته‌اند . اما آنچه از شعرش مايهء شهرت وى شده غزلست كه قسمت اصلى و اكثر ديوانش را پديد آورده . مجموع شعرهايش را تا دويست‌هزار و سيصدهزار بيت نوشته‌اند كه مقرون بمبالغه است . مير عبد الرزاق در بهارستان سخن گفته است « كليات ميرزا قريب يك لك و بيست‌هزار بيت است . اما ديوان هشتادهزارى او هم در هندوستان اكثر جا يافته مىشود و ديوانهاى مختصر كه هريك انتخابى زده‌اند بسيار است » . اين « ديوان هشتادهزارى » ميرزا را ديگران هم ديده‌اند و از آن جمله مير غلامعلى آزاد بلگرامى گويد ديوان ميرزا قريب هشتادهزار بيت به خط ولايت به نظر رسيده و ميرزا سى و سه غزل متفرق به خط خاص بر حواشى آن