ذبيح الله صفا
1261
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
در زمان پادشاهى جلال الدين اكبر ( 963 - 1014 ه ) بهند رفت و در فتحپور ( - سيگرى ) ، پايتخت آن پادشاه ، سكونت گزيد و شيدا همانجا ولادت يافت و پس از آنكه در شاعرى نام برآورد چندگاهى ملازمت ميرزا عبد الرحيم خانخانان ( م 1036 ه ) اختيار نمود و سپس خدمت شهزاده شهريار ( م 1037 ه ) فرزند جهانگير پادشاه ، كرد و پس از جلوس شاهجهان ( 1037 - 1068 ) در سلك ملازمان او درآمد و مقام و مرتبهيى در دستگاه حكومت داشت و ليكن در آخرهاى زندگانى از ملازمت كناره گرفت و با مواجبى كه از دولت داشت در كشمير بسر مىبرد تا بسال 1080 ه در آنجا بدرود حيات گفت . وى مردى خوشقريحه و نكتهسنج و حاضرجواب بود و خود را از شاعران همعهد برتر مىدانست و بر سخنان آنان نكتهها مىگرفت چنان كه معروفست كه اظهرى ( م 1044 ه ) كه شاعرى كهنهكار بود در هر مجلسى كه شيدا حضور داشت از خواندن شعر خوددارى مىكرد ، و از جملهء كارهاى او نظم قصيدهييست در اعتراض بر هفت بيت منتخب از قصيدهء قدسى بدين مطلع : عالم از نالهء من بىتو چنان تنگ فضاست * كه سپند از سر آتش نتواند برخاست وقتى قصيدهء شيدا ، كه بر همين وزن و قافيه سروده است ، منتشر شد شاعرى ديگر بنام ابو البركات منيرى مولتانى لاهورى ( م 1054 ه ) « 1 » بر آن اعتراض كرد و محاكمهيى بين او و قدسى ، در قصيدهيى بر همان وزن و قافيه ، ترتيب داد و بدينسان داستان قصيدهء لاميهء غضائرى و اعتراض عنصرى بر آن و جواب غضائرى بعنصرى بگونهيى ديگر تجديد شد . هفت بيت برگزيده از قصيدهء قدسى و قصيدهء اعتراضيهء شيدا و پاسخ منيرى لاهورى بتمامى در بهارستان سخن ، ذيل نام شيدا ، نقل شده است و در اينجا تنها چند بيت از قصيدهء شيدا كه در اعتراض بر نخستين بيت از قصيدهء قدسى است ، نقل مىشود :
--> ( 1 ) - دربارهء او بنگريد به نتايج الافكار ص 637 - 640 ؛ بهارستان سخن ص 509 - 510 .