ذبيح الله صفا
1234
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
89 - ملا شاه بدخشانى « 1 » ملا شاه محمد ملقب به « لسان الله » و معروف به « ملا شاه » فرزند ملا عيدى يكى از بزرگان صوفيهء هند در سدهء يازدهم هجريست . وى از بزرگان طبقهء قادريه و مراد محمد داراشكوه است و آن شاهزاده شرحى مستوفى دربارهء او در كتاب سفينة الاولياء خود آورده است . پدرش ملا عيدى قاضى ارگ از اعمال رستاق بدخشان بود و او بعد از طى دوران جوانى و آشنايى با دانشهاى دينى در 1023 ه بهند رفت و در سلك مريدان ملا ميان مير از پيشروان سلسلهء قادريه درآمد و بعد از فوت ملا ميان مير ( 1045 ه ) بجاى او در كشمير بساط ارشاد گسترد و در اين اوان بود كه محمد داراشكوه و خواهرش جهانآرا بيگم در سلك پيروان سلسلهء قادريه درآمدند و به همين سبب پدر محمد و جهانآرا يعنى شاهجهان نيز به دو با نظر احترام مىنگريست و چند بار بملاقات او رفت . ملا شاه در سال 1072 در لاهور بدرود حيات گفت و قبرش در همان شهر زيارتگاهست . وى بسبب مقالات عرفانى و ارشاد صوفيان محل نفرت عالمان مذهبى عهد خود بود و چند بار طعم تكفير و تهديد بقتل چشيد . كلياتش شامل
--> ( 1 ) - دربارهء او بنگريد به : * پادشاهنامهء عبد الحميد لاهورى ، بنگاله 1867 ، ج 2 ، ص 333 . * عمل صالح ، محمد صالح كنبوى لاهورى ، كلكته 1939 ، ج 3 ، ص 370 - 371 . * صاحبيه ، جهانآرا بيگم ، دربارهء محامد ملا شاه ، خطى . * مرآة الخيال ، شير خان لودى ، بمبئى 1323 ه ق ، ص 128 - 130 . * سفينة الاولياء ، لكنهو 1872 ، ص 73 ببعد . * رياض الشعراء واله داغستانى ، خطى . * صحف ابراهيم ، على ابراهيم خان خليل ، خطى . * روز روشن ، ص 407 - 408 . * رياض العارفين ، ص 161 - 162 .