ذبيح الله صفا

1230

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )

بيهوده چرا در طلبش مىگردى * بنشين كه اگر خداست خود مىآيد * سرمد غم دوست را بشادى ندهى * دردى اگرت رسد منادى ندهى صدگونه مراد گر ترا دست دهد * زنهار ز دست نامرادى ندهى * جز مهر تو گر دل نپذيرد چه كند * دامان ترا اگر نگيرد چه كند سرمد سگ تو بندهء تو عاشق تست * گر بر سر كوى تو نميرد چه كند * روزى ز قضا حسن ترا مىسنجيد * ايزد بترازوى قدر با خورشيد اين بس‌كه گران بود نجنبيد ز جاى * و آن بس‌كه سبك بود بافلاك رسيد * سرمد گله اختصار مىبايد كرد * يك كار ازين دو كار مىبايد كرد يا تن برضاى دوست مىبايد داد * يا قطع نظر ز يار مىبايد كرد 88 - فياض لاهيجى ملا عبد الرزاق بن على لاهيجى قمى متخلص به فياض ( م 1072 ه ) چنان كه پيش ازين [ ص 326 ببعد از همين جلد ] ديده‌ايم از حكيمان و متكلمان مشهور در سدهء يازدهم هجرى و از شاگردان معروف و مقرب ملا صدراى شيرازيست كه سمت دامادى آن حكيم را داشته است . وى گذشته از مراتب دانش و فضل و تأليفهاى معروفى كه در حكمت و كلام داشته در شمار شاعران مشهور عهد خود نيز بوده است . ديوانش را آذر بيگدلى « سه چهارهزار بيت » و نصرآبادى باشتباه ده دوازده‌هزار بيت نوشته است . مؤلفان ديگر هم