ذبيح الله صفا
1204
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
دربارهء دو عمّ او حكيم ابو الفتح مسيح الدين گيلانى و حكيم نور الدين محمد قرارى گيلانى پيش ازين سخن گفتهام . ولادت حاذق بعهد پادشاهى جلال الدين اكبر ( 963 - 1014 ه ) در فتحپورسيگرى نزديك اگره اتفاق افتاد . پدرش در خردسالى وى درگذشت و او در نگهداشت عمان خود ، بشيوهء خاندانش به تحصيل ادب و دانشهاى زمان بويژه طب همت گماشت و بسنت خانوادگى به خدمت ديوانى درآمد و در دوران پادشاهى جهانگير ( 1014 - 1037 ه ) بمنصبى در دستگاه دولتى امتياز يافت و بعد از آن در عهد شاهجهان ( 1037 - 1068 ه ) منصب هزار و پانصدى با ششصد سوار به دو ارزانى شد و در نخستين سال پادشاهى او ( 1037 ه ) بسفارت عازم دربار امام قلى خان ازبك گرديد و پس از انجام دادن اين مأموريت بسال 1041 ه بمنصب سههزارى و « خدمت عرض مكرر » كه مرتبهيى بلند در دربار گوركانيان هند بود مفتخر شد و بعد از آن بعلتى از منصب افتاد و در اكبرآباد گوشهء انزوا برگزيد و سالانه بيستهزار روپيه و بعد از آن تا بسال 1054 بتدريج سالى چهلهزار روپيه برايش مقررى معلوم كردند و او همچنان در اكبرآباد بسر مىبرد تا بسال 1068 ه بدرود حيات گفت . سال مرگش را 1067 هم نوشتهاند . دربارهء او گفتهاند كه « بسيار تندمزاج با رعونت و تبختر بود . از خويشتنبينى و بر خود غلطى طرفهپندار داشت » ( مآثر الامرا ) چنان كه هنگام
--> - * بهارستان سخن ، مير عبد الرزاق خوافى ، مدراس 1958 ، ص 508 - 509 . * رياض الشعراء واله داغستانى ، خطى . * مخزن الغرائب ، احمد على هاشمى سنديلوى ، خطى . * سرو آزاد ، مير غلامعلى آزاد ، لاهور 1913 ، ص 91 - 92 . * هفت آسمان ، مولوى احمد على احمد ، كلكته 1873 ، ص 145 . * شمع انجمن ، صديق محمد حسن خان ، ص 127 . * نتايج الافكار ، بمبئى 1336 ، ص 191 - 192 . * تذكرهء نصرآبادى ، تهران 1317 ، ص 61 - 62 . * ضميمهء فهرست نسخههاى خطى فارسى در كتابخانهء موزهء بريتانيا ، لندن 1895 .