ذبيح الله صفا

1181

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )

بيچاره بتنگناى دنيا چه كند * مانند شناورى كه در چاه افتد * چون لاله خوريم آتش خرمن خويش * ما خود شده‌ايم خار پيراهن خويش ما را به دو جرعه ساقى از خود برهان * تا چند بسر بريم با دشمن خويش * با گردش دهر و خلق پرشور و شرش * كارى چو ندارى چه غمست از ضررش خارى كه تمام مايهء آزارست * در پا نخلد تا نزنى پا بسرش * هنگام بهار سير گلشن نكنيم * ما بلبل را بخويش دشمن نكنيم تا نستانيم رخصت از پروانه * در خانهء خود چراغ روشن نكنيم * ز بار منت احسان اگر آگه شوى دانى * كه هركس دست بخشش بسته‌تر دارد كرم دارد به از دل خلوتى خواهم كه پنهان سازمش آنجا * كه از مژگان او چون سبحه دلها ره بهم دارد 80 - اظهرى بوداق اظهرى شيرازى « 1 » از شاعران نيمهء دوم سدهء يازدهم هجرى بود . از ديوانش كه پيرامون يازده‌هزار بيت از قصيده و غزل و مثنوى و رباعى دارد نسخه‌يى منحصر در كتابخانهء مدرسهء عالى سپهسالار موجود است « 2 » كه به خط

--> ( 1 ) - وى در ديوان خود بشيرازى بودنش اشاره كرد : گر نيم يونانى اما اصلم از شيراز بس * كو حكيمى تا ز فضلم مايهء حكمت برد ( 2 ) - فهرست كتابخانهء مدرسهء عالى سپهسالار ، ابن يوسف شيرازى ، ج 2 ، 1316 - 1318 ، ص 561 - 564 .