ذبيح الله صفا
1175
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
و سنجر برادر ميرزا معصوم مذكور ، و ميرزا ابراهيم ادهم پسر رضى آرتيمانى و ملا عليرضا تجلى و ملك قمى و چند تن ديگر معاصر و با بعضى از آنان معاشر بوده و دربارهء مرگ ملك هم ، چنان كه بجاى خود ديدهايم ، ماده تاريخى ساخته و نيز تركيببند طولانى ماده تاريخدارى در رثاء قدسى مشهدى سروده است . كليم شاعرى پرسخن بود . مجموع شعرهاى او را تا 24000 بيت نوشتهاند و كاملترين نسخهء كليات او كه ديدهام [ نسخهء كتابخانهء ملى پاريس بشمارهء 695 . Supp ] در حدود نههزار و پانصد بيت بيشتر ندارد و اگر آن را با ظفرنامهء شاهجهانى او كه در پانزدههزار بيتست يك جا نهيم همان يا اندكى بيشتر از آن مىشود كه گفتهاند . از ديوانش نسخههاى خطى متعدد وجود دارد و چند بار بطبع رسيده و ظفرنامهء شاهجهانى او كه ببحر متقارب مثمن مقصور يا محذوفست در نسخههاى موجود گاه پادشاهنامه و شاهنشاه - نامهء كليم نيز ناميده شده است و اين غير از ظفرنامهء شاهجهانى قدسى است كه پيش ازين در بيان حال قدسى مشهدى ياد كردهام . نظرى بكليات آثار كليم نشان مىدهد كه او در همهء انواع شعر طبع آزمايى كرده است ولى مهارت و شهرت او در غزلسراييست . در مثنويهايش زبانى ساده و گاه دور از انسجام و استوارى دارد و واژههاى هندى را هر جا كه ذكر حرفهها ، صنعتها ، منظرهها ، گياهان ، گلها و درختان لازم بود به كار برده و درين راه بسى بيشتر از ديگر شاعران پارسىگوى كه بهند مىرفتهاند اثرپذيرى خود را از آن سرزمين و زندگى كردن در آنجا نشان داده است . وى همين زبان ساده را در قصيدههاى خود نيز به كار داشته ليكن درين مورد سروكارش با آفرينش مضمونها و تعبيرات خيالى و استعارى در بيانى نزديك به زبان گفتوگوست « 1 » ، خواه در مدح و خواه در بيان حالات روحى خود
--> ( 1 ) - گويد بنوعى آتش گل درگرفتست * كه بلبل رفت و در آب آشيان كرد -