ذبيح الله صفا

1161

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )

و ستايش پادشاه و اسلام خان و ديگر بزرگان ، در كشمير انزوا گزيد « 1 » و همانجا بود تا بسال 1057 ه يعنى همان سال وفات حامى خود ، درگذشت . گورش در مزار الشعراى كشميرست و بعد ازو قدسى مشهدى و كليم كاشانى و طغراى مشهدى را هم نزديك او به خاك سپردند . ديوان سليم نزديك به نه‌هزار بيت و مشتمل است بر قصيده و غزل و قطعه و رباعى و مثنويهاى قضا و قدر « 2 » و وصف كشمير « 3 » در 1800 بيت ببحر هزج مسدس مقصور و مثنويى در بحر سريع مطوى موقوف ( وزن مخزن الاسرار ) و جز آنها . ازين ديوان نسخه‌هايى در ايران و انيران در دستست و يك بار بسال 1349 در تهران چاپ شد . سليم را بنازكى خيال و خلق مضمونهاى دقيق تازه و سعى در ارسال مثل و تمثيل وصف كرده‌اند . زبانش در شعر ساده و گاه ( خاصه در قصيده و مثنوى ) تا حد سستى و نزديك به زبان عاميانه است و اين بيشتر از آنجاست كه سليم تحصيل منظم مدرسه‌يى كافى نداشت و گويا تتبع او هم در ديوانهاى استادان گذشته كم بود و بيشتر بنيروى استعداد شاعرى مىكرد « 4 » . با همهء اين احوال

--> ( 1 ) - گويد : گوشه‌يى گير بكشمير سليم و بنشين * رفتن و آمدن اگره و لاهور بس است ( 2 ) - اين مثنوى بكوشش آقاى پرتو بيضائى بسال 1341 در تهران طبع شد . ( 3 ) - تذكره‌نويسان گويند كه سليم هنگام اقامت در لاهيجان منظومه‌يى در وصف آن سرود و چون بهند و كشمير رفت آن را به وصف كشمير تغيير داد . خداى داناترست . ( 4 ) - بيتهاى غلط هم در ديوانش ديده مىشود مثل بيت زيرين كه درست خلاف مقصود شاعر معنى مىدهد : شد مدت سه سال كه بر درگهت مرا * حرفى نه از وزير و نه از شاه مىرود مىخواست بگويد كه نه بر زبان وزير حرفى از من مىرود و نه بر زبان شاه ، و چنان بيان كرد كه خواننده بدينگونه درمىيابد : سه سال است كه بر زبان من حرفى از وزير و شاه نرفته است ! قصيده‌هايش قافيه‌هاى مكرر و بيتهاى سست كم‌مايه بسيار دارد . تركيب -