ذبيح الله صفا

1152

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )

شاهجهانى كه بدين بيت آغاز مىشود : بنام خدايى كه داد از شهان * جهان پادشاهى بشاه جهان و آن جز از ظفرنامهء شاهجهانى ديگريست كه ميرزا ابو طالب كليم كاشانى بنظم آورده و آغازش چنينست : بنام خدايى كه از شوق جود * دو عالم عطا كرد و سائل نبود « 1 » مثنوى ديگرى از قدسى در كلياتش مىبينيم « در وصف باغ و راه و كهسار كشمير » ببحر هزج مسدس مقصور كه با جزاء مختلف تقسيم مىشود ، و مثنوى كوتاه ديگرى به همين وزن در ستايش شاهجهان كه چنين آغاز مىيابد : بنام پادشاه پادشاهان * سرافرازى ده صاحب كلاهان در هفت آسمان مثنويى در بحر سريع مطوى موقوف ( وزن مخزن الاسرار نظامى ) بقدسى نسبت داده شده و اين بيت از آن ياد گشته . پاكى دامان ز نكويان نكوست * آينه را زخم قفا روبروست شعر قدسى استادانه ، استوار ، يكدست و دور از ناهموارى در كلامست . صراحت بيان او بشعرش رونق خاصى بخشيده و او با استعدادى كه درين باب داشته توانسته است بسيارى معنيهاى باريك و خيالهاى دقيق را بىتكلف در عبارتهاى روشن و دور از تعقيد و ابهام بگنجاند ، يعنى به همان مهارت بازگردد كه پيشينيان او در خراسان داشتند . قدسى مضمون آفريد ليكن كلام را فداى آن نكرد ، و خيالبندى نمود ليكن قالب متناسب براى خيال خود جست . وى در قصيده‌گويى استادى مسلم است و اينكه نصرآبادى نوشت « در قصيده خيلى قدرت دارد » بيهوده نيست ، و حق آن بود كه مىگفت تركيبها و ترجيعها و غزلهاى خود را هم با همان قدرت ، با همان زبان فصيح و به همان استادى مىسرايد كه قصيده‌هايش را .

--> ( 1 ) - دربارهء ظفرنامهء شاهجهانى كليم رجوع شود بحماسه‌سرايى در ايران ، دكتر صفا ، چاپ سوم ، تهران 1352 ، ص 372 - 373 .