ذبيح الله صفا

1122

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )

بود از اصفهان فرار كرد و در سال سيزدهم پادشاهى جهانگير ( 1027 ه ) بملازمت او پذيرفته شد و « بمنصب دوهزار و پانصدى و خدمت عرض مكرر سرافراز گرديد » و در سال پانزدهم ( 1029 ) درجهء « ميرسامانى » يافت و اين سمت اخير را در عهد شاه جهان ( 1037 - 1068 ) نيز چندى حفظ نمود تا آنكه در سال هشتم پادشاهيش ( - 1044 ه ) بمرتبهء « ميربخشىگرى » و « منصب پنجهزارى دوهزار سوار » ارتقاء جست و در همان مقام بود تا بسال 1047 ه ( سال دهم شاهجهانى ) در دهلى بدرود حيات گفت . دربارهء او نوشته‌اند كه مردى بخشنده و دستگير تهىدستان بود اما خويى تند داشت و سخنان درشت مىگفت « 1 » ، دربارهء ميهن خود تعصب مىورزيد و « بنابر تعصب هرگاه حرفى در باب ايران در مجلس مىگذشت جوابهاى درشت مىگفت . مشهور است كه وقتى پادشاه [ هند ] مىفرمود كه هرگاه ايران را بگيرم اصفهان را باقطاع به تو مىدهم . او در جواب گفت : مگر ما را بعنوان اسير بايران برند ! » « 2 » . روح الامين از شاعران پركار عهد خود بود كه در مثنوى و ديگر انواع شعر دست داشته و اثرهاى متعددى پديد آورده است . نصرآبادى كه همهء كلياتش را ملاحظه كرده بود آن را قريب بيست‌هزار بيت تخمين زد و معلومست كه بجز غزلها ، قصيده‌ها و مثنويهايش را هم در اين شمار آورد . از مثنويهايش يكى ليلى مجنونست كه بنام محمد قلى قطب شاه سرود . در آغاز اين منظومه شاعر باثر ديگر خود دربارهء عشقبازى خسرو پرويز ( - شيرين خسرو ) و نيز بمثنوى مطمح الانظار اشاره كرده و گفته است كه اين سومين منظومه از « خمسهء » اوست . در مقدمهء منظومهء ديگر خود كه آسمان هشتم ناميده گفته است كه مثنوى ليلى مجنون را در مدت هفت ماه سروده . ليلى مجنون او بدين بيت آغاز مىشود : اى حسن‌طراز عشق‌پرداز * انجام نماى كار ز آغاز

--> ( 1 ) - مآثر الامراء ، ج 3 ، ص 416 . ( 2 ) - تذكرهء نصرآبادى ، ص 56 - 57 .