ذبيح الله صفا

1118

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )

يازدهم بود كه در شعر و ادب نيز نام برآورده و شهرت يافته است . نامش در تذكره‌ها گاه ذيل عنوان ميرجملهء شهرستانى و گاه ذيل تخلص وى يعنى روح الامين آمده و از همه جا بهتر در مآثر الامراء مير عبد الرزاق خوافى زير عنوان « مير محمد امين ميرجملهء شهرستانى » بازگو شده است . مير محمد امين شهرستانى اصفهانى از اعيان سادات اصفهان مشهور به « سادات شهرستان » است چه اصلشان از شهرستان اصفهان و از خاندانى بزرگ در آن سامان بود . ازين خاندان سه برادر يعنى مير جلال الدين حسين متخلص به « صلايى » و ميرزا محمد تقى ( پدر ميرزا رضى صدر وزير شاه عباس ، م 1026 ه ) و سوم همين مير محمد امين ميرجمله شهرت دارند . ولادتش چنان كه از اشارهء وى در بيتهاى زيرين از شيرين و خسرو برمىآيد ، بسال 981 اتفاق افتاد ، اوايل شباب را در اصفهان به تحصيل دانش و ادب گذراند و در بيست و نه سالگى روانهء هندوستان شد و نخست به خدمت سلطان محمد قلى قطب شاه ( 989 - 1020 ) پادشاه گلكندهء دكن درآمد و پس از يك سال مقامى ازو يافت و چون شش سال ديگر برآمد بمقام ميرجملگى ( وزارت ) ارتقاء يافت چنان كه گويد : چو نه بر بيست افزون شد بسالم * بيامد آيت دولت بفالم روانم كرد سوى هند اختر * به آب خضر شد كام روان‌تر پس از ساليم دولت يار گرديد * ز خوابم چشم دل بيدار گرديد

--> - * مآثر الامراء ، مير عبد الرزاق خوافى ، ج 3 كلكته 1309 ه ق ، ص 413 - 417 . * بهارستان سخن ، مير عبد الرزاق خوافى ، مدراس 1958 ، ص 491 ( بايد دانست كه شرح حال ميرجمله در چاپ حاضر بهارستان سخن با ترجمهء حال كليم كاشانى درآميخته است ) . * عالم‌آراى عباسى ، تهران 1350 ، ص 883 . * روز روشن ، تهران ، ص 315 . * فهرست كتابخانهء مجلس شوراى ملى ، ج 3 ، ص 290 - 293 و 509 . * سفينهء خوشگو ، ص 218 - 220 . * تذكرهء نصرآبادى ، ص 56 - 57 . * فهرست نسخه‌هاى فارسى كتابخانهء موزهء بريتانيا ، ريو ، ج 2 ، ص 675 . و جز آنها .