ذبيح الله صفا
666
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
فارسى در كتابخانهء ملى پاريس ملاحظه شد . در آغاز آن نسخه قصيدهيى از ملا محمد طاهر قمى بخطى غير از نسخهء اصل افزوده شد « 3 » و بهمينسبب تمام آن را اشتباها از ملا محمد طاهر مذكور تصور كردند و من اين نكته را بموقع بمسؤل نسخههاى خطى فارسى در آن كتابخانه گوشزد كردهام . بعد از قصيدهء مذكور كه در تاريخى متأخر نوشته باقى آن نسخه حاوى منشآت و ديوان شاه طاهر دكنى است . اين ديوان شامل قصائد در ستايش نبى ، على مرتضى ، شاه تهماسب ، همايون پادشاه ، شاه نظام شيخ برهان ( كه بتكرار او را مدح گفته ) ، غزل ، رباعى و چند ماده تاريخ است . يكى از قطعههايش در ذكر تاريخ مرگ شاه اسمعيل و جلوس شاه تهماسب است . همهء اين قصيدهها و غزلها و رباعيها و قطعهها استادانه و منتخب و در اقتفاء استادان پيشين است . ازوست : چو عندليب درآيد سحر بنالهء زار * ز خواب ناز كند طفل غنچه را بيدار ز شير ابر شود سير و غنچه خنده زند * به روى مادر بستان چو طفل پستانخوار صبا نهد بلب غنچه لب ز غايت شوق * شمال دست زند هر طرف بدست چنار كشد بفرق رياحين شكوفه چتر سفيد * « سفيدهدم كه زند ابر خيمه در گلزار » نسيم بار چو يابد بخلوت غنچه * « گل از سراچهء خلوت رود بصفهء بار » دگر پيالهء نرگس ز باده خالى نيست * چرا كشد بچنين موسم ابتلاى خمار مبند در برخ شاهدان باغ امروز * و گرنه سر بدر آرند يكسر از ديوار بيا كه جلوهگرى مىكند جمال ازل * بجلوهگاه دل و ديدهء اولو الابصار ز لعل دلكش ميگون غنچهء سيراب * ز چشم جادوى مخمور نرگس بيمار بده زبان كند آيات صنع را تقرير * اگر كنند حديثى ز سوسن استفسار لب شكوفه نيايد بهم ز خنده ، مگر * شنيد مژدهء وصل گل از زبان هزار هزار قطرهء شبنم درون غنچه نهان * چنان كه در دل دانا جواهر اسرار زمانه باز بياراست روى گيتى را * به خط سبزه و خال بنفشه فصل بهار
--> ( 3 ) - همين جلد ، ص 213 .