ذبيح الله صفا
1099
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
آغاز ارجاسب بوده « 1 » ، گويد در بدايت شاعرى مدتى دراز فريبى تخلص مىكرد و بعد از آنكه بهند رفت ( در نوبت دوم شاعرى خود ) شاپور تخلص نمود و او ويرا در آغاز جلوس شاه عباس ( سال 996 ه ) در قزوين ديد و « صحبت خوب با هم » داشتند . تقى الدين دنبال همين سخنان گويد « وى چند مرتبه بهند سفر كرده بعراق بازگشت نموده بنده او را در صفاهان باز دريافته در آنجا صحبتها داشتيم ، بل ديوان سنايى هم با يكديگر مقابله كرديم و در اثناى آمدن مخلص بهند ، وى نيز به اين جانب شتافت ليكن در اين مدت در لوهور رخت اقامت افگنده بود ، در 1003 از لوهور باز بعراق متوجه شده . . . ديوانش قريب بده هزار بيت باشد و از حياتش بيست سال و كسرى تخمينا گذشته باشد » . اين سخنان تقى الدين مىرساند كه هم شاپور زود شاعرى آغاز كرده بود و هم زود به سفر هند رفت منتهى چنان كه از گفتار نصرآبادى برمىآيد او اين سفرها را به قصد بازرگانى مىكرد نه به قصد انتجاع ، و در همان اوان كه او بهند آمد و شد مىنمود پسرعم پدرش غياث الدين محمد دوران ترقى خود را در دولت جلال الدين اكبر مىگذراند چنان كه اندكاندك بمنصب سيصدى و در 1003 بصاحبديوانى كابل برگزيده شده بود ولى اين هنوز آغاز ترقى او در خدمت گوركانيان هند بود و از آن پس خود و فرزندان و نوادگانش در خدمت جهانگير و شاهجهان بمقامات بلند رسيدند چنان كه پيش ازين ديديم ، و شاپور هم طبعا از آنهمه عزت و شوكت كه در هند نصيب خاندانش شد برخوردار بود ، ولى او پس از آنكه اقامت طولانى خود را در هند آغاز كرد بيشتر در ملازمت ميرزا جعفر آصفخان گذرانيد و پس از مرگ آن دوست و حامى مقتدر خود ( سال 1021 ه ) چندان در هند نماند و بسال 1025 ه بتهران بازگشت . عبد النبى فخر الزمانى صاحب
--> ( 1 ) - يعنى بنام جد خود ارجاسب اميدى رازى و اين را واله داغستانى در رياض الشعرا تكرار نموده . اين را هم بدانيم كه مير تقى الدين كاشى گفته است كه اسم او شرف الدين بود .