ذبيح الله صفا
1091
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
( استانبول ) مىزيست و در شمار دلباختگان مولوى بود . شمارهء ديوانش در كتابخانهء يادشده 1269 Supp است . وى چنان كه خود گويد « 1 » به دو زبان فارسى و تركى شعر مىسرود و سخنانش بيشتر در نعت خداوند و ستايش پيامبر و ثناى پيشواى معنويش جلال الدين محمد بلخى رومى بود و ازينروى خود را « نفعى نعتسرا » معرفى مىكرد « 2 » . دوران حياتش همچنانكه گفتم سدهء يازدهم هجرى و بقول خود شاعر « پس از سال هزار » بود « 3 » و ازين سده چنان كه از نام ممدوحانش برمىآيد نيم اول آن را درك كرد . ازين ممدوحانند : 1 ) سلطان مراد خان رابع ( 1032 - 1049 ه ) كه شاعر او را در قصيدهيى باقتفاء انورى ستوده است : هر سر مويم ار زبان باشد * در ثناى خدايگان باشد . . . حضرت خان مراد عالىشان * كه درش قبلهء شهان باشد خلف خاندان عثمانى * كز شرف شمع خاندان باشد . . . 2 ) شاه سليم پادشاه هند يعنى نور الدين جهانگير كه نام اصليش سليم و در تمام دوران وليعهدى به همين نام معروف بود ولى پس از رسيدن بپادشاهى بنام « نور الدين جهانگير پادشاه » خوانده شد ( پادشاهى از 1014 تا 1037 ه ) . خواننده نبايد اين « شاه سليم » را همان سلطان سليم اول عثمانى ( 918 - 926 ه ) و يا سلطان سليم ثانى ( 974 - 982 ه ) بپندارد زيرا نخست آنكه آن دو پيش از سال هزار مىزيستهاند و دوم آنكه در قصيدهيى كه اين شاه سليم در آن مدح شده نشانههاى زياد از حكمروايى او بر سر زمين هند ديده مىشود و
--> ( 1 ) - گويد : ساحر هر دو لسان بلعجب روم و عجم * نه ره توريه نه وادى ايهام گرفت ( 2 ) - نفعى نعتسرايم كه چو وحى منزل * حكم فيض سخنم در همه اقلام گرفت ( 3 ) - قديمى نعتگوى خاص پيغمبر كه در عالم * پس از سال هزار آمد ز بيم رشك حسانش