ذبيح الله صفا
1087
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
پس از يك دم در آن غمديده صحرا * ز خواب هولناكى جستم از جا شدم از چشمه سوى يار جانى * نشستم من چو او در ديدهبانى از آن غمگين بيابان چون در ناب * نگارم شد بسوى چشمهء آب دم آبى از آنجا خورد و خوابيد * قضا گريان شد و تقدير خنديد چو خفت آن نوجوان لالهرخسار * قضا پير قدر را كرد بيدار قضا را كهنه مارى دشتخيزى * بتن دوزخ بجنبش رستخيزى اجل آهنگ مارى حور آزار * مگو مارش كه ديوى بد پريخوار چو آمد بر سر آن دلستان رفت * قضا گفتا كه جان رفت و روان رفت برآمد ناله در صحرا و كهسار * چو مىشد آن شكرلب بر دم مار جهان چون زلف و گيسويش برآشفت * در آن وقتى كه آن مه الامان گفت من از فرياد او بىتاب گشتم * طلبكار كنار آب گشتم در آن منبع يكى پتياره ديدم * ستمگر عقربى سرخواره ديدم بچنگ مار ديدم جان خود را * بكام اهرمن ايمان خود را بدهليز سقر ديدم يكى حور * چرا يا رب نبودم آن زمان كور . . . . . . از آن تاريخ اى يار وفادار * بدين روزم كه مىبينى گرفتار ضيا انجام انسان اينچنين است * اگر قيصر اگر فغفور چين است اگر باشد چو قارونش سر و برگ * كه آخر هست قوت اژدر مرگ 67 - غياثاى شيرازى « 1 » غياث الدين شيرازى معروف به « غياثاى حلوايى » از شاعران سدهء يازدهم
--> ( 1 ) - دربارهء او در مأخذهاى زيرين باختصار تمام سخن گفتهاند : * تذكرهء نصرآبادى ، ص 238 - 239 . * آتشكدهء آذر ، بمبئى ، ص 290 - 291 . * صحف ابراهيم ، خطى . * رياض الشعراء خطى . * فهرست ريو ، ج 2 ، ص 682 - 683 . * تذكرهء پيمانه ، ص 316 - 324 .