ذبيح الله صفا
1048
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
كه بيشتر دوران شاعرى خود را در هند گذرانيده و همانجا درگذشته است . وى در شعر غالبا محمد يعنى بنام خود تخلص مىكرد ، مردى وارسته و عارف مشرب و صوفىطبيعت بود و بقناعت روزگار مىگذاشت . ولادتش در آمل طبرستان اتفاق افتاد و در اوان جوانى از زادگاه خود بيرون رفت و روى بشيراز نهاد و روزگارى دراز در آن شهر كه هنوز مركز دانش و ادب بود گذرانيد و از همانجا بكازرون رفت و از محضر شيخ ابو القاسم كازرونى از مشايخ صوفيان مرشديهء آن روزگار بهرهمند شد و او را در قصيدهيى ستود و سرانجام از فارس بآهنگ زيارت كعبه بيرون رفت و خود براى ملا عبد النبى فخر الزمانى صاحب تذكرهء ميخانه كه او را در اجمير ملاقات كرده بود ، چنين حكايت كرد كه پانزده سال در مكه بسر برد و در آن مدت هر سال يكبار به زيارت مدينه مىرفت و بسى جايهاى ديگر را هم ديد ، سپس بهند رفت و در گجرات توطن جست و از همانجا بود كه براى زيارت قبر خواجه معين الدين چشتى باجمير سفر كرده و مؤلف ميخانه او را در آنجا ديد ؛ و او در هند هم مانند مكه در حال تجريد بسر مىبرد چنان كه امين رازى نوشته كه « الحال قطع تعلق از همه جهت كرده بزىّ اهل تجريد روزگار مىگذراند » و فخر الزمانى گويد كه « هيچيك از اعيان دولت را بطبيعت خود نديد مگر آنكه بزرگ اهلى او را از روى خواهش و آرزومندى بخانهء خود مىبرد ، بعد از آنكه مىرفت فى الحال پشيمان مىشد و در خانهء او چندانى شكفته