ذبيح الله صفا

1033

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )

مآلست . باجابت مقرون باد » « 1 » . همين انشاء استوار زيبا كه ازو نقل شده در باور داشت سخن نصرآبادى كافيست كه نوشته است « از اكثر فنون بهره‌ور و دوحهء طبعش باقسام علوم خصوصا رياضى صاحب ثمر ، در ترتيب انشاء سخنانش دلنشين . . . » و گويا منشآت نصيرا در هند بيش از آنچه نصرآبادى پنداشته شهرت داشت و بعنوان سرمشق مهارت در ترسل محل استفاده بود و ملا طغراى مشهدى آن را با نثر ظهورى كه هنوز هم سرمشق انشاء در ميان پارسىخوانان هند تعليم مىشود ، مقايسه مىنمود « 2 » . نصيرا تعليقه‌يى بر عروض محمد مؤمن حسينى استرابادى نوشته است كه در ذيل احوال عرشى بدان اشاره خواهد شد و پيش ازين دربارهء آن سخن گفته‌ام « 3 » . وى مانند بسيارى از شاعران همشهرى و همعهد خود كه رهسپار هند شدند ، بدان ديار رفت و چندى در شمار ستايندگان جلال الدين اكبر ( 963 - 1014 ) بود و سپس بدرگاه قطب شاهيان گلكنده روى نهاد و عاقبت ، بنابر آنچه در نگارستان سخن آمده است ، بسال 1030 درگذشت . ماده تاريخ وفاتش چنين است : تاريخ وفاتش از خرد جستم * گفتا ز « سرير فضل » افتاد « نصير » [ سرير فضل - 1380 ؛ نصير - 350 ؛ پس سرير فضل منهاى نصير مساويست با 1030 ] . ديوانش در حدود هزار بيت قصيده ، ساقىنامه ترجيع ، قطعه ، غزل ، دو مثنوى كوتاه يكى در مدح شاه عباس و ديگرى در بيان حال خود و هر دو ببحر هزج مسدس مقصور يا محذوفست و نسخه‌يى از آن بشمارهء 3667 . Or در كتابخانهء موزهء بريتانيا ملاحظه شد . ازوست : نگاه گرم تو روى سخن به من دارد * و گرنه دل به تو بىمهر صد سخن دارد

--> ( 1 ) - اين نامه را آقاى احمد گلچين معانى در سفينهء شمارهء 295 مجلس شورى كه بسال 1073 جمع آمده است ، يافته و در حاشيهء ميخانه ص 895 نقل كرده است . ( 2 ) - ضميمهء فهرست ريو ، ص 202 . ( 3 ) - همين جلد ، بخش يكم ، ص 403 .