ذبيح الله صفا
982
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
كه در غزلهاى قرن نهم پيدا شده بود ادامه دارد و در همان حال توجهش بمعنيهاى تازه و مضمونهاى نو و بيان احساسهاى غنايى رقيق بخلق تركيبها و به كار بردن عبارتها و جملههاى استعارى يارى بسيار مىكند اما كلامش درين غزلها همواره استوار و منتخب و مقرون باستحكام و خوشآوايى سخن قصيدهگويانست . گفتنيست كه بعضى از سخنشناسان دربارهء ظهورى سخت مبالغه مى - كردند و حتى برخى او را در دقت خيال و باريكى مضامين از نظامى برتر مىنهادند . شير عليخان لودى صاحب مرآت الخيال دربارهء او نوشته است : « . . . و دستگاه سخن بجايى رسانيده كه امروز خيالبندان روزگار همه معتقد اويند . روزى در مجلس شيخ ناصر على سرهندى كه در خيالبندى دعوى ارجمندى دارد ، ذكر شعراى سلف در ميان آمده بود . گفت بر روى زمين بهتر از ظهورى نيامده . شخصى گفت چرا اينچنين مىفرماييد ؟ يكى از قدما نظامى گنجهييست كه سخن او بفهم ظهورى هم نرسيده باشد ! ناصر على گرم شده گفت : مگو ، بلكه ظهورى آن سخن قابل فهميدن ندانسته باشد ! » مير تقى الدين كاشى صاحب خلاصة الاشعار هم پاى مبالغه را تا همين حدود پيش نهاده و دربارهء ظهورى نوشته است : « بروش عمادى شهريارى و اثير الدين اخسيكتى قصيده و غزل مىگويد و با وجود طمطراق الفاظ و استعارات متين و تازه و مضامين دقيقه به آن ختم نموده و در آن شيوهگوى فصاحت در مضمار سخنورى از اقران و اكفاء ربوده همانا عماديست يا اثير اخسيكتى كه ظهور نموده » ، و معاصرش ملا عبد الباقى نهاوندى [ مآثر رحيمى ، ج 2 ، ص 393 - 394 ] كه بنقل ابيات بسيار ازو مبادرت نموده دربارهاش بدينگونه اظهارنظر كرده است : « در تنقيح و تنظيم اشعار و تحقيق و تذكير افكار مهارت تمام دارد و عالىبناى سخن را كه به جهت مرور دهور و ايام و عدم خانه خداى منهدم گرديده بود ، تعمير كرده پايهء آن را به دستيارى معمار فكر رزين فرق فرقدسا گردانيد و زمزمهء شعر و شاعرى كه عنقاوار در قاف بىتميزى اهل