ذبيح الله صفا
959
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
بخش از زندگى كه در اردوى شاه عباس گذرانده باقى دوران جوانى و كوشايى در راه شعر و ادب را در كاشان سپرى كرد و همانجا ماند و از اينروى بيشتر بكاشانى مشهورست . پدرش زين الدين على ( - ميرزا على خان ) مردى دبير و مستوفىپيشه و اهل ديوان بود و در عهد سلطان محمد خدابنده پادشاه ( 985 - 996 ) وزارت ( - پيشكارى ) وليجان سلطان تركمان ، حاكم كاشان ، را بر عهده داشت . مير تقى الدين كاشانى شرحى مبسوط در كاردانى و دانش و ادب و توانايى اين « خواجه زين الدين على بيگ » در انشاء و اداء خدمت بوليجان سلطان نوشته و گفته است بعد از آنكه آن تركمان را از حكمرانى كاشان بر كنار كردند بسعى ميرزا على خان وى را بحكومت دماوند گماشتند ولى آن ترك بىوفايى كرد و او را از ميان برد ! پسر زين الدين على ، ميرزا ابو تراب ، كه درين هنگام هنوز نوسال بود ، پس از پدر به كار ديوانى نپرداخت و بكاشان بازگشت و در آنجا به كار دانش و شعر سرگرم شد و چندى بعد باردوى شاهى پيوست و در طلب شغلى ديوانى مىبود تا بوزارت ( - پيشكارى ) مقصود بيگ ناظر بيوتات خاصهء شاهى برگزيده شد و در ركاب شاه عباس بشيراز رفت و چندگاهى درين شغل گذراند ليكن در آن نايستاد و چون مىخواست يكدله سرگرم شعر و ادب باشد كار ديوانى را بيك سو نهاد و تنها بشاعرى پرداخت و بفحواى سخن مير تقى الدين كاشانى در اندك مدتى در آن وادى ترقى كلى كرد چنان كه همهء مستعدان تصديق شاعرى وى نمودند و شعرهايش را در سفينههاى غزل نگاشتند . مير تقى الدين كه ميرزا ابو تراب را در روزگار جوانى او در كاشان ديد و شناخت ، او را از همه حيث ، چه در شعر و ادب و چه در دانش و فرهنگ و خط ( شكسته نستعليق ) و املاء درست و انشاء و حساب و سياق و شعر - شناسى شايستهء ستايش شمرد تا بدانجا كه به روى « بعد از ترك تذكرهنويسى و توبه از آن شغل خطير لازم شد ، بلكه واجب ، كه بار ديگر سر قلم شكسته رقم را از دوات مشكين شمامه تر سازد و نام آن جناب را با اشعار برگزيدهء