ذبيح الله صفا

952

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )

از جملهء شاعرانى كه ملك در مدت اقامت دكن ملاقات كرده و با او مدتى معاشرت داشته فيضى فياضى بود . همهء مؤلفانى كه بدين نكته اشاره كرده‌اند ملاقات اين دو استاد را در احمدنگر دانسته‌اند و يقينست كه فيضى در نامه‌يى كه از همين شهر باكبر پادشاه نوشت بملاقات ملك و ظهورى و لياقت و قابليت آن دو اشاره و اظهار اميدوارى كرد كه به زودى ملازمت پادشاه اختيار كنند . پس اينكه غالبا گفته شده است كه ملك با ظهورى در بيجاپور ملاقات نموده درست نيست بلكه گويا دوستى آن دو استاد پيش از اقامت در بيجاپور يعنى در احمدنگر آغاز شده و آن دو در شهر اخير با هم بوده و با فيضى آشنايى يافته‌اند و پس از آن هم با يكديگر در بيجاپور زيسته و خويشاوندى حاصل كرده‌اند . ملك از شاعران پركار عهد خويش و در قصيده و غزل و مثنوى توانا بود . فخر الزمانى مىنويسد كه ديوانش با مثنويها ، آنچه در ميان مردم اشتهار يافته قريب به بيست و پنجهزار بيتست ( ميخانه ، ص 352 ) و مير غلامعلى آزاد ( سرو آزاد ص 32 ) « كليات ضخيمى از ملا مك ديده » بود . ديوان غزلهاى ملك در كتابخانهء مدرسهء عالى سپهسالار بشمارهء 2681 هفتهزار و صد بيتست . نورس‌نامه يا منبع الانهار او باستقبال از مخزن اسرار نظامى در دوهزار بيت سروده شد و او اثرهاى ديگرى هم بمشاركت ظهورى فراهم آورد يعنى « گلزار ابراهيم » در نه‌هزار بيت از اقسام سخن در ستايش ابراهيم عادل شاه ، و خوان خليل بنام عادلشاه . در خلاصة الاشعار و مآثر رحيمى و رياض - الشعرا و هفت اقليم و ميخانه از قصيده‌ها و غزلها و مثنويهايش بسيار نقل شده است . شعر ملك را بيشتر سخن‌شناسان و نويسندگان احوالش ستوده‌اند مثلا از معاصرانش تقى الدين كاشى گويد كه وى در غزلهايش « كمال بلندى درك و جودت طبع خود را بر منصهء عرض نهاده » و محمد امين رازى كه او نيز با شاعر معاصر بوده همين معنى را در عبارتى ديگر بيان مىدارد و عبد الباقى نهاوندى در مآثر رحيمى صيت فضل و دانشش را « در سخنورى عالم گرد و