ذبيح الله صفا
950
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
يازدهمست . دوران شاعريش از آغاز جوانى شروع شد و هم در جوانى از قم بكاشان كه مجمع شاعران بود ، سفر كرد و چندى در آنجا بكسب دانش و ادب سرگرم بود و سپس بقزوين پايتخت صفويان در آن روزگار رفت و نزديك به چهار سال در آنجا ماند تا آنكه در سال 987 ه بدكن رفت « 1 » و به خدمت نظامشاهيان احمدنگر رسيد و از سران آن طايفه با نظامشاه مرتضى معروف بديوانه ( 972 - 996 ه ) و نظامشاه ميران حسين ( 996 - 997 ) و نظامشاه
--> - * مآثر رحيمى ، كلكته ، ج 3 ، 1931 ، ص 446 - 489 . * الذريعه ، ج 7 ، ص 275 . * ريحانة الادب ، ج 4 ، ص 77 . * فهرست كتابخانهء مدرسهء عالى سپهسالار ، ج 2 ، ص 683 - 684 . * آتشكدهء آذر ، تهران بكوشش دكتر سادات ناصرى ، ص 1003 - 1016 . * تذكرهء ميخانه ، تهران بكوشش آقاى احمد گلچين معانى ، ص 351 - 362 . * عالمآراى عباسى ، تهران ، ص 183 - 184 . * نتايج الافكار ، ص 632 - 634 . * هفت اقليم ، تهران ، ج 2 ، ص 510 - 515 . * تاريخ نظم و نثر در ايران ، ص 433 - 434 . * خلاصة الاشعار تقى الدين كاشانى ، خطى . * صحف ابراهيم ، على ابراهيم خان خليل ، خطى . * منتخب التواريخ بداؤنى ، هند ، ج 3 ، ص 269 . * ايضاح المكنون ، اسمعيل پاشا ، ج 1 ، استانبول ، ستون 530 . * هفت آسمان ، كلكته 1873 ، ص 133 - 134 . * مخزن الغرائب ، احمد على هاشمى سنديلوى ، خطى . * سرو آزاد ، لاهور 1913 ، ص 31 - 33 . ( 1 ) - علت سفرش را بهند بيشتر مؤلفان پديد آمدن نقارى ميان او و شانى تكلو كه شرح حالش گذشته است ، دانستهاند ، و حتى از گفتار ملا عبد الباقى كه از علت سفرش بهند اظهار بىاطلاعى مىكند همين معنى برمىآيد ( مآثر رحيمى ، ج 3 در شرح حال ملك ) .