ذبيح الله صفا
649
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
يك سال از آخر عمر را در عهد پادشاهى شاه اسمعيل صفوى سپرى كرد . صاحب ميخانه مولد او را لاهيجان نوشته و گفته كه در جوانى از آنجا بشيراز رفت ، ولى ديگر مؤلفان تذكرهها چنين خبرى ندادهاند و حتى معاصرانش مانند امير عليشير نوايى در مجالس النفائس و سام ميرزا در تحفهء سامى او را شيرازى دانسته و ديگران هم همين سخن را تكرار كردهاند . پرتوى از شاگردان علامه جلال الدين دوانى ( م 908 ه ) بوده و دانشهاى عقلى را ازو فراگرفت . گويند كه علامهء مذكور مرتبهء پرتوى را در مقامات عرفانى مىستود و دربارهء او مىفرمود « ما رأيت اتم مسكنة منه و هو عندى من السالكين » . امير عليشير نوشته است كه او در نجوم دست داشت و آمدن پادشاهى را از مغرب و خوانده شدن خطبه بنام او در تبريز بسال 920 در تقويمى كه بنام شاه اسمعيل در همان سال نوشته بود ، پيشبينى كرد و آنچنانكه مىدانيم مربوطست بواقعهء چالدران و شكست قزلباش و تصرف تبريز بدست سلطان سليم عثمانى . . . وفات پرتوى بسال 928 ه در شيراز اتفاق افتاد و او را در جوار مقبرهء شيخ اجل سعدى به خاك سپردند و اينكه ملا عبد النبى فخر الزمانى مرگش را بسال 941 در بغداد نوشته درست نيست . وى از گويندگان مبرز عهد خود و در انواع سخن استاد بود و به همين سبب است كه همهء معاصران و مؤلفان نزديك بعهدش او را شاعرى بليغ دانستهاند . سام ميرزا نوشته است كه « پرتو كلام بلاغت انجامش همهجا تافته ، قبول سخنان مقبولش در دل اهل وفا جا يافته » ، و امين رازى در اشارهء كوتاهى كه به او دارد گويد « اشعار دلفريب بسيار دارد » و تقى الدين اوحدى او را شاعرى « خوشطرز و بلندكلام » شمرده و گفته است « اشعار
--> - * آتشكده آذر ، چاپ هند ، ص 264 . * طرائق الحقايق ، ج 3 ، ص 57 . * تاريخ نظم و نثر در ايران . . . ، سعيد نفيسى ، ص 465 .