ذبيح الله صفا
929
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
وى را از آن جهت معمايى گويند كه مهارت خاصى در ساختن معما داشته و از جملهء چند شاعر معروف سدهء دهم است كه كار معماسازان پايان سدهء نهم و آغاز سدهء دهم را با موفقيت ادامه مىدادند . نصرآبادى عدهيى از معماهاى او را همراه معماهاى مشهور ديگر نقل كرده است . وى همين مهارت را نيز در ساختن تاريخ و يافتن ماده تاريخهاى بسيار مناسب داشته ، مثلا براى تفسير بىنقطهيى كه فيضى در سال 1002 هجرى بپايان رسانيده سورهء قُلْ هُوَ اللَّهُ را يافته و ازين بابت بقول امين رازى دههزار روپيه جايزه به دو رسيد . تاريخ فوت جلال الدين اكبر را ببديهه چنين يافت : الف كشيده ملايك ز « فوت اكبر شاه » . فوت اكبر شاه منهاى الف برابر است با 1014 كه سال مرگ اكبر پادشاه بود . براى تاريخ فوت وحشى از موضوع ناتمام ماندن مثنوى فرهاد و شيرين او استفاده كرد و با استادى تمام چنين گفت : در مثنوى از ذوق دلارا وحشى * درها افشاند تا خاتمه نارسيده اما وحشى * درها درماند دوران پى مثنوى بىخاتمهاش * تاريخ چو خواست گفتيم كه « مثنوى ملا وحشى » * بىخاتمه ماند ! « مثنوى ملا وحشى » منهاى خاتمه آن يعنى حرف « ى » برابر است با 991 كه تاريخ درگذشت مولانا وحشى بافقيست . در سال 997 چهل روز بعد از نوروز برفى عجيب در راه قزوين باريد و مير حيدر همين واقعه را تاريخ يافت و گفت : « چل روز پس از نوروز برفى عجب آمد » ( - 997 ) . از روى همين تاريخها كه ساخته است و از تذكرهء نصرآبادى نقل كردهام معلوم مىشود كه تا سال 997 در ايران بسر مىبرده و پس از آن بهند رفته است ، يعنى بسال 999 ه . دربارهء علت سفرش بهند روايت اسكندر بيگ منشى [ عالمآراى عباسى ، ص 182 ] و نصرآبادى [ تذكره ، ص 475 ] مختلفست . بروايت نخستين مير حيدر با ميرزا جعفر آصفخان در مدت اقامت كاشان دوستى داشت و پس از آنكه ميرزا جعفر در هند بمقامهاى بلند