ذبيح الله صفا

907

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )

هنگامهء شعر و صحبت در منزل او بغايت گرم بود . در هزار و شانزده كه مؤلف در آن حدود واقع شد ، تا زمان درگذشتن وى [ يعنى تا 1021 ] هميشه صحبت اتفاق مىافتاده . او را منفعتى عظيم از تجارت و زراعت و تكلف حضرات بهم مىرسيد و همه را صرف احباب و فقرا مىكرد . از جمله در همان سال كه فوت مىشد نزد مخلص حساب كرد ، بيست و يكهزار روپيه هوائى بهم رسانده بود ، و الحق پدر و مادر درويشان و فقيران بود ، نفع عظيم ازو باهل استحقاق مىرسيد . » فخر الزمانى هم در ميخانه ( ص 788 ) نظير اين معنى را دربارهء نظيرى بيان كرده است . وى گويد : « بتحقيق پيوسته كه آن عندليب گلشن معنى ، بعد از سعادت زيارت خانهء ايزد سبحان و اجازت از خان سپهسالار ميرزا عبد الرحيم خانخانان در احمدآباد گجرات متوطن شده عمارت از براى خود ساخت و غلامان و ملازمان خود را به سفر زيرباد و دكن مىفرستاد ، از هر طرف مترددين او در شهور و سنين منافع و مداخل كلى به دو مىرسانيدند . آن فريد زمان و منتخب دوران خويش در آن مكان اكثر اوقات خود بصحبت سخن‌سنجان متين و نكته‌پردازان معنىگزين مىگذراند و هميشه فصحا و شعراى مسافر و مجاور هند را رعايتهاى بزرگانه كرده و زبان اين طايفه بمدح و ثناى سخنورى و مرتبهء موزون‌پرورى خود گويا ساخته . . . » با مطالعهء ديوان نظيرى بحادثه‌هاى مختلف بازمىخوريم كه بعضى از آنها در بيان حال شاعر مفيدست . از آن جمله معلوم مىشود كه پسرى بنام نور الدين محمد داشت كه مرد و پدر مرثيه‌يى براى او سرود ، مرثيه‌يى ديگر نيز در مرگ دختر و مرثيه‌يى در فوت برادر خود دارد پس ، از چند فرزند نظيرى چنان كه پيش ازين ديده‌ايم سه دختر بيش بازنماندند . ديوانش كه خود در سال 1120 يعنى يك سال پيش از وفاتش تنظيم كرده و بكتابخانهء خانخانان تقديم نموده بود شامل قصيده ، تركيب‌بند ، غزل ، قطعه و رباعيست . قصيده‌ها و تركيبهايش معمولا در ستايش خداوند ، نعت پيامبر ، منقبت امامان شيعه ، مدح خانخانان و اكبر و جهانگير [ پيش از پادشاهى