ذبيح الله صفا

900

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )

نيشابورى را كه در فن شعر و شاعرى از مردم قرار ربوده و در گجرات بعنوان تجارت بسر مىبرد ، قبل ازين طلبيده بودم ، درين ولا آمده ملازمت كرد . قصيدهء انورى را كه ع ، باز اين چه جوانى و جمالست جهان را ، تتبع نموده گذرانيد ، هزار روپيه و اسب و خلعت بصلهء اين قصيده به دو مرحمت نمودم » . آغاز اين ملازمت را از تاريخ 1019 نوشته‌اند « 1 » و اقامتش در خدمت جهانگير پادشاه هم چندان كوتاه نبود و « نوبتى حسب الامر جهانگير پادشاه غزلى به جهت كتابهء عمارتى گفت كه مطلعش اينست : اى خاك درت صندل سر گشته سران را * بادا مژه جاروب رهت تاجوران را در جايزهء آن قريب سه‌هزار بيگه « 2 » زمين بطريق مدد معاش يافت » « 3 » . بنابراين نظيرى تا اواخر حيات تقريبا هيچگاه از دو پيشهء اصلى خود ، بازرگانى و مديحه‌سرايى ، دست بازنداشت مگر آنكه در مدت اقامت خود در احمدآباد گجرات بانديشهء آموختن زبان عربى و دانشهاى دينى و يا افزودن اطلاعات خويش در باب آنها همت گماشت ، تازى را نزد شيخ غوثى مندوى مؤلف كتاب گلزار ابرار آموخت و شيخ در آن كتاب از نظيرى ياد نموده است ؛ در حديث و تفسير از محضر مولانا حسين جوهرى استفاده كرد . در سال 1020 آخرين‌بار باحمدآباد گجرات بازگشت و گويا در همانجا ماند تا درگذشت و بعيد نيست كه اشارهء مؤلفان دربارهء انزوا و گوشه‌گيرى نظيرى مربوط به همين سالهاى اخير زندگانى وى باشد كه كناره‌گيريى ناگزيران بود نه انقطاعى زاهدانه يا صوفيانه ؛ و مرگش در دنبال همين كناره‌گيرى در احمدآباد اتفاق افتاد . تاريخ وفات نظيرى را مؤلفان معاصر و بعد ازو بتفاوت سالهاى 1021 و 1022 و 1023 نوشته‌اند و ماده تاريخهايى كه درين راه ساخته شده

--> ( 1 ) - ترجمهء شعر العجم شبلى نعمانى ، ج 3 ، ص 115 . ( 2 ) - بيگه مقياس مساحت زمين در هند ، معادل 120 پاى مربع . ( 3 ) - بهارستان سخن ، ص 442 .