ذبيح الله صفا

892

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )

بشادابى جام گوهر نثار * كه شبنم نگار گلست و بهار بآزادى دست ساغرپرست * كه هرگز در فيض بر كس نبست برخسارهء زرد ارباب درد * كه چون آفتابست در زير گرد بشب زنده‌داران ناموس دل * كه بر عرش بستند فانوس دل كزين دير دلگير نادلگشاى * بميخانهء وحدتم ره نماى برنجم ز شورابهء آب و گل * كه زهرم برآميخت با خون دل ز تلخى آن هر رگم بر تنست * چو مارى كه از زهر آبستنست ز لب طعم زهر هلاهل بشوى * پروبال اين مرغ بسمل بشوى جگر خشك شورابه كثرتم * نفس تر كن از بادهء وحدتم ( از ساقىنامه ) 39 - محوى همدانى « 1 » مير مغيث محوى از شاعران صوفىمشرب سدهء دهم و يازدهم هجريست . وى از سادات اسدآباد همدان بود و چون گويا چندى در نيشابور مىزيست بمحوى نيشابورى شهرت يافت و او غير از عبد العلى محوى اردبيلى همزمان

--> ( 1 ) - دربارهء او بنگريد به : * هفت اقليم ، تهران ج 2 ، ص 561 . * نتايج الافكار ، ص . 631 . * صحف ابراهيم ، خطى . * تذكرهء نصرآبادى ، ص 259 - 260 . * آتشكدهء آذر ، بمبئى ، ص 258 ، و جز آنها .