ذبيح الله صفا

871

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )

كه چنان كه خود گفته بسال 942 در خراسان ولادت يافت و پس از كسب كمال نخست بعراق و از آنجا بهند رفت و بسال 982 به خدمت جلال الدين اكبر پادشاه پذيرفته شد « 1 » و در مأموريتهاى مختلف ديوانى و لشكرى در هند و كشمير و دكن روزگار مىگذاشت و در جنگهاى دكن ( ولايتهاى برار و برهانپور و جز آنها ) شركت داشت تا آنكه در دامرنى از ولايت برهانپور جاگيرى بدست آورد . بسيارى از حادثه‌هاى مربوط بخدمتها و مأموريتهاى يادشده را در شعر خود ذكر كرده چنان كه سرگذشتش را مىتوان از ديوانش بدست آورد . ازين ديوان نسخه‌يى بشمارهء 5599 . Add در كتابخانهء موزهء بريتانيا مطالعه شد كه در حدود هفت‌هزار بيت قصيده و قطعه و غزل و رباعى دارد و آن بسال 1010 ه جمع‌آورى شد « 2 » ولى بعد از آن باز شعرهايى بتاريخ 1011 بر آن افزود . تاريخهاى ديگرى كه در اين ديوان مطالعه مىشود همه مقدم بر اين دو سالست يعنى مربوط بسالهاى ميان 982 و 1009 . قصيده‌هايش معمولا در مدح جلال الدين اكبر و فرزندانش خاصه شاهزاده مراد و شاهزاده دانيال و بعضى از بزرگان دوران اكبر بويژه ميرزا عبد الرحيم خانخانان و ابو الفضل علّاميست . وى شاعرى بسيار متوسط است و ديوانش بيشتر اهميت تاريخى دارد تا ادبى . با اين حال بعضى از غزلها و رباعيهايش قابل نقلست . در شعر گاه رفيع

--> ( 1 ) - گويد : بملك هند رسيدم بعون و فضل إله * شدم مريد بشاه زمانه اكبر شاه . . . بيان كنم ز مهمات خويش حرفى چند * اگرچه پيش از اين فاش گشته در افواه مرا بمنصب و جاگير سرفرازى داد * بسال نهصد و هشتاد و دو بعون إله . . . ( 2 ) - گويد : ديوان رفيع چون بانجام رسيد * از حضرت پادشاه انعام رسيد در ملك دكن جمع نموديم و نوشت * در سال هزار و ده باتمام رسيد