ذبيح الله صفا

751

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )

بشو خاك چون شد لقب خاكيت * كه ز آلودگى به بود پاكيت همى خاك مىشو به راه كسان * كز ايشان رسد فيض نى از خسان كه تا جسم هركس نگرديد خاك * نگرديد ز آلودگى جمله پاك طريقى فرا پيش گير و رهى * همى رو كه از قيد هستى رهى خلاصى اگر خواهى از كش‌مكش * يكى پاى در دامن خويش كش بكن دل ز ناپاك و رو كن بدوست * كه هرچيز را جمله مرجع بدوست از مثنويهاى عبدى بيگ شيرازى نسخه‌هايى در كتابخانه‌هاى ايران و بيرون از ايران پراگنده است و بعضى از آنها چنان كه در حاشيهء صفحهء گذشته اشاره كرده‌ام بطبع رسيده . عبدى بيگ كتابى در تاريخ عهد خود بنام « تكملة الاخبار » نوشته و آن را بسال 978 بپايان رسانيده و به پرىخان خانم دختر شاه تهماسب تقديم داشته است . كتابى ديگر بنام « صريح الملك » در شرح املاك و رقبات و عمارتها و بناهاى بقعهء شيخ صفى الدين اردبيلى دارد كه بفرمان شاه تهماسب بسال 975 نوشت « 1 » . اگرچه پركارى شگفت‌انگيز عبدى بيك مانع آن بود كه در سخنورى متكلف باشد و يا بسيار بخلق مضمونهاى تازه و تركيبهاى استعارى نو بكوشد ، با اين حال مثنويهايش در عهد او مطبوع طبع ناقدان سخن بود و بتعبير سام ميرزا « خيال‌انگيزى او در مثنوى بسيار پرچاشنى واقع شده . . . و بسيار معانى خاص در آن درج كرده » . او چنان در تقليد از استادان پيشين اصرار مىورزيد كه بعضى از قسمتهاى منظوماتشان را بيت ببيت و قافيه بقافيه جواب مىگفت . مثلا نخستين بيت‌هاى نظامى را در هفت پيكر بقول خود

--> ( 1 ) - دربارهء اثرهاى منظوم و منثور عبدى بيگ بنگريد بضميمهء فهرست ريو ، ص 195 - 197 ؛ فهرست نسخه‌هاى خطى فارسى در كتابخانهء ملى پاريس ، بلوشه ج 3 ص 351 - 352 ؛ تاريخ نظم و نثر فارسى در ايران صفحه‌هاى 385 ، 403 ، 444 ، 807 ؛ مقدمهء آقاى رحيموف بر منظومه‌هاى عبدى بيك كه پيش ازين ياد كرده‌ام .